مرکز شهر

آسياب هاي دزفول

    مجموعه آسياب هاي دزفول در حاشية رودخانة « دز » بين دو پل باستاني و پل دوم اين شهرستان و در منطقه اي به نام رعنا واقع هستند  . يکي از اين  آسياب ها به همين نام ( رَعنا ) موسوم است . آسياب ها در زمان هاي گذشته به وسيلة نيروي آب و انتقال آب رودخانه به داخل مخازن آب آسياب ها و سرعت بخشيدن به آب از طريق مسيرهاي تنگ که سبب چرخيدن پره و سنگ آسياب ها مي شد و غلات مختلف را به آرد تبديل مي کرد ، کار مي کردند .

 

 مصالح به کار رفته در ساخت آسياب ها چون بايد در مقابل رطوبت مقاوم مي بود از اين رو ، عمدة مصالح به کار رفته در ساخت اين آسياب ها سنگ هاي موجود در رودخانه و آجر با ملات ساروج بود . جالب است که بدانيم قدمت آسياب هاي قديمي دزفول به دورة ساساني برمي گردد و اين آسياب ها در فهرست آثار ملّي به ثبت    رسيده اند .

  

 لُرد جرج. ن. كرزن Lord Curzon (سال 1889 ميلادي) در جلد دوم كتاب ايران و قضية ايران در اين باره مي‌نويسد: «در طرف سرچشمة رودخانه، چند آسياب بر صخره‌ها ساخته‌اند كه به وسيلة پل‌هاي سست بنياد يا سنگ‌فرش به هم مربوط شده‌اند. اين آسياب‌ها به وسيلة جريان رودخانه كار مي‌كنند و منظرة ديدني دارند.»

بارون دوبد (Baron deBode) هم دربارة آسياب‌هاي دزفول در صفحة 371 سفرنامة خود به لرستان و خوزستان چنين مي‌نويسد: «تعدادي آسياب آبي در داخل رودخانه و بر روي صخره‌هاي داخل آب، آنجا كه جريان آن خيلي تند است بنا شده. اين جزيره‌هاي كوچك توسّط پلّه‌هاي باريكي به هم راه دارند و با فرا رسيدن شب و هنگامي كه آسيابان‌ها فانوس‌ها را روشن مي‌كنند، رودخانه كاملاً منوّر مي‌شود.»

آسياب هاي آبي دزفول  :

 گفتنی است  كه به يك دسته از اين آسياب ها  « آسياب ميرزايي » مي گفتند كه در تمام طول سال كار    مي كرد. دستة دوم ، آسياب هايي بودند كه به آنها « آسياب عبدالله ميرزايي» مي گفتند كه فقط به هنگام سيلاب ها كار مي كردند .

در صفحة 467 كتاب لمعات البيان حاج ملاّ نصرالله تراب متخلّص به شاكر  آمده است : « در بلدة دزفول ، شطّي است كه در هنگام كميِّ آب ، قريب به سي چرخ آسياب را مي گرداند ، بلكه بيشتر و در هنگام طغيان ، آب ماشاءالله است . » ( مثل هاي تاريخي دزفول ، 68 )

بهاي آسياب ميرزايي ده برابر بهاي آسياب « عبدالله ميرزايي » بوده است ، و هر دو آسياب تحت مالكيت يك نفر بودند . روزي مالك آسياب ها ، آسياب هاي ميرزايي را به بهاي گزافي مي فروشد و در اثناي فروش با كاتب تباني مي كند كه به جاي نوشتن «ميرزايي» در سند ، بنويسد «عبدالله ميرزايي».كاتب هم به اندازة يك كلمه ، پيش از« ميرزايي » جاي خالي مي گذارد . سند نوشته مي شود و به مهر و امضاي فروشنده مي رسد .گواهان ( عُلما و اعيان ) بر آن صحّه مي گذارند . مرحوم معزّي متوجّه اين تزوير      مي شود و از مهر و امضاي سند خوداري مي كند  امّا دليل آن را اظهار نمي كند تا اين كه كلمة عبدالله را كه جاي آن در سند خالي مانده بود ، بعد از امضا به سند اضافه مي كنند . نقل است دو سه سالي كه از اين ماجرا گذشت ، اين تزوير آشكار شد و مردم از زيركي و فطانت شيخ ، همچنين حلم اوكه تنها با شروع جرم ، كسي را  مجرم اعلام نكرده بود ، متعجّب شدند . ( تاريخ علما و روحانيت دزفول ،  719 و 721 )

تفاوت آسياب هاي شوشتر و دزفول

 

 تفاوت آشكاري كه ميان آسياب هاي سيكا در شوشتر و آسياب هاي رعنا در دزفول وجود دارد ، آن است كه آسياب هاي رَعنا در بستر رودخانة دز قرار دارند در حالي كه آسياب هاي موسوم به سيكاي شوشتر در كنار رود گَرگَر واقع هستند و آسياب هاي گندم خُردكني و تهيّة آرد در شوشتر با استفاده از نيروي آب رودخانه كه از ارتفاعي چند متري به پايين مي ريخت ، سنگ آسياب را به گردش و چرخش در  مي آورد و گندم ها را آرد مي كرد در حالی که چرخ های  آسياب های دزفول با نيروی آب جاری رودخانه می چرخيدند .

  

  گفته شده است كه در حدود 40 سال پيش به جاي كه آسياب هاي پيشين شوشتر ، غير از دو سه دستگاه به صورت آسياب باقي مانده است ، كارخانه هاي روغن كُنجد « اَرده » كشي ، يخ سازي و همچنين نيروگاه برق قرار داشته است و نيروي آب در اين ميان نقش اساسي داشته است .

 

اجاره بهاي آسياب هاي آبي دزفول

تصوير زير سند معامله اجاره بهای سنگ آسياب هاي آبي دزفول مشهور به آسياب هاي شيخيه است که در زمان ناصرالدين شاه به مبلغ پانزده هزار پول سياه دوران قاجار به اجاره داده شد . بهاي صلحنامة اين سند هشتاد ريال رايج ناصرالدين شاهي بود.

 نویسنده: احمد لطیف پور

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

پل قدیم (قدیمی ترین پل جهان)

پلى بر روى دز:
شهر دزفول از گذشته هاى دورادور,روزگار پر فراز و نشيبى را به خود ديده و دورانهاى تلخ و شيرينى را چشيده است.اين شهر نيز مانند ساير نقاط كشورمان,آثار و ابنيه اى را از قديم الايام با خود به ارمغان آورده است؛از جمله آثارى كه قرنهاست با تغيير و تحولات مختلف شكل تقريبى اوليه اش براى ما به يادگار مانده است,پل دزفول ميباشد.اين پل كه بيش از 1600 سال از عمرش مىگذرد,زينت بخش و مايه افتخار اين گوشه از سرزمين ماست و شهر دزفول كه معرب "دژ پل" مىباشد در حقيقت به سبب وجود همين پل به اين نام موسوم شده است.
سيد نورالدين امام در كتاب تاريخ و جغرافيايى خوزستان علل نامگذارى پل دزفول را چنين ذكر مىكند:"دزفول معرب دزپل است,در روزگار پيشين كه ابزار جنگ منحصر به شمشير و سنان و خنجر و كمان بود و آدميان ادوات دورزن امروزى را نداشتند؛پلهاىبزرگ در ميان راهها مانند تنگهايى بود,در كوهستان كه اگر 10 نفر از مردم راهزن و خودسر آن را به تصرف در مىآوردند,راه كاروانيان را به كلى مي بستند.
مكرر مىشد كه سركشان بدانديش پلها را مىبريدند,تا تعاقب آنان ميسر نشود.از اين جهت پادشاهان ناچار بودند كه براى نگهدارى هر پلى دژى در پهلوى آن بسازند و نگهبانانى در آن دژ بگمارند. پل دزفول كه ميانه راه جندىشاپور و شوش بنا شده؛از آن گونه پلهاست كه پادشاهان,دژى در كناره رودخانه نزديك به آن ساخته بودند,تا آن را از تصرف و تخريب راهزنان و مفسدان حفظ نمايند.پس پل و دژ (قلعه كه اكنون در جاى آن محله قلعه دزفول واقع است.)نخستين بناهايى بوده كه در آنجا ساخته شده است و از اين جهت آنجا "دژ پل"ناميده شده كه بعد آن را معرب نموده "دزفول"گفته اند.گاهى به مناسبت شهر روناش كه سمت غربى رودخانه بوده و اكنون جاى آن را "رعناش" خوانند.اين پل را "پل روناش"مي ناميدند.
"انوش", "روناش","رعناش"درحقيقت قصرى يا زندانى بوده كه در منتهىاليه سمت شمالى
 پل دزفول قرار داشته است؛كه پل به جهت اين زندان معروف به روناش مىشود و اين همان زندانى است كه قباد ابن فيروز در آن قريب به چند سال حبس گرديده بود.
ابواسحاق ابراهيم اصطخرى در قرن  6-5 هـ.ق.پل دزفول را اندامش نام برده :"از لور تا اندامش دو فرسنگ و از پول(پل)اندامش تا جندىشاپور دو فرسنگ است."
و بالاخره حمداله مستوفىنيز در نزهه القلوب,پل دزفول را " انديمشك"خوانده و نام شهر همجوار آن (دزفول در آن زمان) را همنام پل ذكر كرده: "دزفول آن را انديمشك گفته اند؛از اقليم سيم است,طولش از جزاير خالدات فرهه و عرض از خط استوا, اردشير بابكان ساخت بر دو جانب  آب جندىشاپور نهاده است و پلى بر آن آب بسته اند؛به چهل و دو چشمه و درازاى آن پل پانصد و بيست گام و عرضش پانزده گام و آن را پل انديمشك خوانند و آن شهر را بدان پل باز خوانند."
در دوره ساسانيان شاپور اول تصميم گرفت,پلى بر روى رودخانه كارون در شوشتر و بر روى آب دز در دزفول و بر روى كرخه در پاى پل ايجاد كند و ادامه شاهراه عظيم كشور را به وسيله پل ممكن سازد.شاپور براى ساختمان اين پلها دو هدف اساسى داشت ؛اول اينكه لشكريانش در هر موقع كه ضرورت ايجاب مىكند به سهولت بتوانند از رودخانه هاى نامبرده عبور كنند و ديگر اينكه پايه پلها را به صورت بند يا سد بسازند تا در عين حال سطح آب رودخانه را بالا آورده و نهرهاى واقع در سواحل چپ و راست رودخانه را پرآب سازد.اينگونه پلها را مي توان ساختمنهاى دوسوده ناميد.
ظهير الاسلام در شكرستان خود,سبب ساختن پل را چنين نگاشته است : " اردشير بابكان براى ارتباط دادن شوش؛پايتخت قديم ايران به اهواز و استخر پل عظيم و محكمى بر روى سزار- كه يونانيان آن را "كپراتس"مي ناميدند-بناكرد.البته عده اي ايجاد اين پل را به دليل توسعه كشاورزى در منطقه حاصلخيز دزفول دانسته اند؛مانند بند شوشتر و گرگر.درست است كه اين پل نقش بالا برنده آب را به عهده دارد,ولى علت اساسى ساخت آن بيشتر حساسيت سوق الجيشى منطقه بوده است.زيرا زمينه مساعد جهت آبيارى نهرها,كانالها و قناتهاى زيرزمينى را كه از شمال رودخانه تا كيلومترها در دشت خوزستان كشيده شده است؛اين فراهم ميسازد.
مجله ايرانشهر نيز به اين نكته توجه كرده و منطقه دزفول را به جهت استعداد نهفته اش فاقد وجود سد مىداند:
"بندهاى قيصر,ميزان و گرگر و انهار مصنوعى مزبور به وسيله شاپور اول ساسانى,با استفاده از 7000 سپاهيان رومى كه در سال 260 ميلادى به اسارت او درآمدند,بنيانگذارى شده است.اين بندها قرنها مورد استفاده بوده ولىبه مرورزمان - مخصوصاًدر قرن نوزدهم- در اثر سيلهاى سنگين شسته شده و از ميان رفته است.علاوه بر اين آثار سدها و بندهاى آبيارى ساسانى  در قسمتهاى عيلامى كرخه و كارون و جراحى و هنديجان نيز فراوان ديده مىشود و تنها در دره دز است كه چون خود استعداد آبيارى داشته؛ بند يا سدى در آن بنا نشده است."
در پيرامون اين پل  آسيابهاى آبى در بستر رودخانه با آن هيأت شگفت انگيز خود به فاصله چند صد متر بالاتر نيز قرار گرفته اند؛ نظر برآن است كه  اين آسياب هادر جهت رفع مايحتاج لشكريانى كه روزگارى در اين مسير,تاريخى پر از شكوه و جلال كار احداث پل را بر عهده داشته اند؛ساخته شده است.
سازندگان پـل:
در كتب تاريخى سازندگان اين پل را, سربازان رومي  كه در جنگ قيصر روم با
 شاپور اول ايران به اسارت درآمده اند؛ مي نامند.
در كتاب آب و فن آبيارى آمده است كه :
"شاپور اول پس از غلبه بر والرين امپراطور روم در جنگ اِپودا (Epuda-260 ميلادى) موفق شد با استفاده از اسيران رومى برنامه هاى ساختمانى خود را به مرحله اجرا درآورد.پس از شاپور اول,خسرو پرويز (628-590)كه در عمران و آبادى و ساختمان قصرشيرين و طاق بستان وغيره علاقه فراوان داشت؛ در اين راه گام برداشت."
سيد برهان الدين در روضه الصفا طريقه اسارت سپاه روم و سالهاى بعداز آن را چنين آورده است:"پس از اينكه شاپور اول ذوالاكتاف به حيلتى به روم رفته و پس از ماجراهايى اسير و دربند قيصر روم گشت؛قيصر فرمود تا او را در خام گام گرفتند و مدت يكسال در قلعه اى محبوس بود تا رايت قيصر به عزم استخلاص فارس و عراق در حركت آمد و در وقت,توجه فرمود تا او را از قلعه فرود آوردند و پياده و غايشه در گردن,در ركاب مىدواندند.
قيصر در ولايت ايران خرابى بسيار كرد,چنانچه در هر ولايتى رسيد درختان را در تبر بيداد ببريد و از بيخ درآورد  و چون به ظاهر جندىشاپور در ولايت خوزستان كه وجود فرس در آن قلعه متحصن شده بودند رسيد؛بخ محاصره مشغول گشت.در شب عيدى كه به ظاهر عيد روميان و در حقيقت عيد فارسيان بود قيصر و طبقات و حشم به طرب مشغول شده,موكلان از محافظت شاپور غافل ماندند.
شهريار عجم به بعضى از ايران فرس كه در قرب او محبوس بودند,اشارت فرمود تا بندهاى هم را برداشتند,به مقدارى روغن گرم چرم را كه بر تن اوخشك شده بود ,نرم ساختند.آنگاه به دروازه شهر شتافت,محافظان دروب و بروج آواز شاه را بشناختند,دروازه بگشودند و او را به اندرون بردند.طنطنه كوس بشارت به اوج عليين رسانيدند.شاپور فرمان داد تا در خزائن سلاح را بگشودند و بر شجعان و ابطال,قسمت نمودند و از شهر بيرون آمده چون بلاى ناگهان بر سر قيصر تاخت و دليران قيصر را اسير كرده نزد شاپور آوردند.پادشاه دستور داد تا والى روم را مقيد گردانيدند,آنگاه او را تكليف نمود تا در مدت حبس او مردم را به روم فرستاده خاك از آن ناحيه آوردند و هر خرابى كه در ولايت ايران از روميان صادر شده بود اصلاح كردند و به جاى درختان خرما, اشجار زيتون از روم آورده نشاندند.چون مملكت شاپور به دستور معهد, معمور گشت؛قيصر را رخصت انصراف ارزانى داشت."
ظهيرالاسلام راجع به اين واقعه تاريخى مىنويسد:
"شاپور اول در سنه 246 ميلادى به تخت سلطنت ارتقا يافت.اغلب ايام را با دولت روميان به جنگ و جدالهايى كه فتح نصيب ايران بود به سر برد؛والرين قيصر روم را اسير ساخت,شادروان شوشتر را كه از عجيب ترين بناهاى شوشتر است,اغلب مورخين از بناهاى وى مي دانند."
البته لازم به ذكر است كه اكثريت تاريخ نويسان پل دزفول و پل شوشتر را كه از نظر ظاهر بسيار به هم شبيه هستند؛ اثر برجاى مانده از اسراى رومى مي داانند.
نشريه ايرانشهر در اين زمينه چنين آورده است:
"در سال 259 ميلادى مجدداً جنگ بين ايران و روم آغاز شد و در سال بعد قواى متخاصم در نزديكى "اِدِسا"(Edessa)پايتخت كشور "اُسروئن"(Osroene)با هم برخورد نمودند,اين جنگ به پيروزى كامل شاپور منتج گرديدو والرين(Valerien) امپراطور روم با عده زيادى از لشكريانش اسير ايرانيان گرديد.ايرانيها در حدود 70 هزار نفر از لژيونهاى رومى را اسير و با خود به ايران آوردند و اسراى مزبور را در اغلب شهرها و به خصوص در شوشتر و اطراف آن جاى دادند.
-در آن موقع هنوز نامى و يا اثرى از شهر دزفول وجود نداشته است-شاپور اين شهر را به تازگى در قسمت غربى ايران بنا نهاده بود و در همين شهر شوشتر بود كه شاپور سد و پل معروفى را كه طرح آن را معماران رومى ريخته بودند؛بر روى شعبه اصلى شطيط ( Shatalt ) شاخه كارون ساخت,به طوريكه گفته اند,اين پل توسط اسراى لژيون رومى ساخته شده است.اين سد مصلح رود كارون را به اندازه كافى بالا مي برد و به اين ترتيب آبيارى منطقه وسيعى كه در جنوب شوشتر قرار گرفته بود امكان پذير مي شد."
تصور مي رود كه پل دزفول نيز در اين زمان توسط يك معمار رومى طرح ريزى و به وسيله كارگران رومى ساخته شده باشد.
با كوششها و مساعى زيادى كه شاپوراول  در زمينه استفاده از نيروى آب (سيستم هيدروليك) مبذول داشت؛در زمان اين پادشاه استان خوزستان بي نهايت حاصلخيز و آباد شد.
مصالح پـل از كجا آمده ؟
اكثريت تواريخ اين نكته را كه شاپور اول دستور داده تا مصالح مورد نياز اين پل و ساير اماكن را از سرزمين يونان به ايران باستان حمل نمايند؛اشاره اى هرچند اجمال نموده اند وحتى
افسانه هايى عاميانه در اين مورد بر سرزبان جاريست كه:شاپور دستور داد تا آب و خاك پل را از كشور يونان بياورند .پس مردم يونان انديشيدند كه براى بردن سنگ و خاك مي توان كارى كرد,اما حمل آب تا بدان نقطه دوردست بس مشكل و غيرممكن خواهد بود؛لذا به ارسال گاوهايى شيرده به تعدادى زياد مبادرت نمودند,تا از شير اين گاوها به عنوان آب يدر آن محل استفاده شود0
حال چنين سخنانى مىتواند صحت داشته باشد,يا خير؟كسى به درستى نمىداند.اما آنچه مسلم است؛در گذشته سلاطين به انجام چنين كارهايى دست مىزده اند.مانند سنگهاى بزرگى كه در بناى كاخ آپادانا به كار رفته و از منطقه شيراز به شوش آورده شده و مهمتر از آن سنگهاى بناى اهرام ثلاثه در مصر باستان به خودى خود واضح ترين مدرك در تأييد چنين پيشامدى مىتواند باشد.
طبرى در تاريخ خود درباره اين موضوع چنين مىنويسد:
"آنگاه قيصر را به بند آهنين نهاد و براى آباد كردنِ ويرانيهايى كه قيصر به وجود آورده بود؛همت نهاده.به قولى گفته اند كه فرمان داد تا از سرزمين روم,خاك به مداين آوردند و ويرانيهاى آن را مرمت و بازسازى كردند و به جاى نخل و درختهاى ديگر كه قطع و ريشه كن نموده بودند,زيتون بكارند.سپس پاشنه پاى قيصر را قطع و بر خرى نشاند و به سوى ديار روم فرستاد و گفت:سزاى تجاوزگرى چون شما چنين است."
ساختمان و نوع ملات به كار رفته در پل:
از قديم الايام بزرگان و سالخوردگان از پيشينيان خود براى ما مىگفتند كه بناى پل دزفول را از ملاتى آغشته به شير ساخته اند و در استحكام بخشيدن به پل سعى كرده اند از آب رودخانه استفاده نكنند.
چنين سخنانى در برخورد اول افسانه وبه دور از واقعيت جلوه مىنمود.اما از متون كتب تاريخ و آثار و ابنيه پيشينيان چنين به نظر مىرسد كه در گذشته براى ساخت بناهاى مقاوم در مقابل عوامل فرسايش زا مثل پايه هاى پل در مقابل جريان تند رودخانه ,عبور آب از سراشيبيها,بدنه و كف دالانها و تنگهاى زير زمينى ,از ملاتى آغشته به بعضى مواد مانند روغن زيتون,سركه,
شيره انگور,شير حيوانات اهلى,تخم ماكيان و... استفاده مىشده است.
در كتاب" استخراج آبهاى پنهانى" كه بيش از يك هزار سال قبل نوشته شده و در حقيقت حاصل تجربيات گذشتگان تا به آن عصر مىباشد,راجع به تهيه و به كار بستن چنين ملاتهايى
صحبت مىكند:
"اگر به اين كار نيازمند شدى؛بايد سنگ آهك را كه در حد اعتدال بيخته شده باشد برگزينى و با افشاندن اندكى آب آن را بگشايى و سپس آهك كشته را با غربال ريز ببيزى,آنگاه بايد دوازده من آهك بيختهِ را با يك من روغن زيتون يا روغن ديگر_ البته روغن زيتون بهتر است_درآميزى و اگر آهك را با شير خمير كنند؛بهتر خواهد بود.پس از اين آهك خمير شده را بايد در هاون سنگى بزرگ قرار داد و آن را با دسته چوبى آهسته بكوبند و اندك اندك روغن بدان بيافزايند,پس از له شدن خمير بلافاصله بايد آن را بكار برند تا خشك و فاسد نگردد.اگر آهك را با تخم مرغ خمير كنند بادوام تر مىشود و هرچه روغن آهك بيشتر باشد,دوام آهك افزونتر است.يكى از پيشينيان گفته است اگر در آبى كه مىخواهند آهك را با آن بكشند اندكى سركه بيافزايند بر دوام آهك افزوده مىشود.ديگرى گفته است,زنگ آهن سائيده و بيخته كه با سفيده تخم مرغ خمير شده باشد,براى بستن شكاف و سوراخ بركه ها وحوضها و آبگيرها بسيار نيكوست.اما اگر آهك را با آب بكشند بلكه آن را بكوبند و غربال كنند و بلافاصله بكار برند از آن يكى بهتر است.ملاتهايى كه از مخلوط كردن الياف نباتى مانند لوخ,پشم بز,پشم و يا شيره انگور تهيه مىشده براى گرفتن درز و شكاف ظروف و غيره بكار مىرفته است."
 در تهيه ملات ساختمان دقت و مراقبت بسيارى مجرى مىداشتند و نتيجه همين دقتها بوده كه بسيارى از ساختمانهاى باستانى هنوز پابرجا ميباشد."
آنچه را كه در اينجا راجع به شكل و طريقه ساختمان پل ميتوان مطرح كرد,تحقيقات ارزنده محقق گرات فن روگن ميباشد كه در مورد پل دزفول و شوشتر انجام داده و از آن جهت كه اين تحقيقات حائز اهميت و با موضوع ما مربوط ميشد,چكيده اى از مطالبش را به نقل از مقاله غلامرضا كورس درج مينمائيم.
خوشبختانه گرات فن روگن(G.V.Roggen) مطالعات وسيعى درباره ساختمانهاى آبى خوزستان نموده است كه مبناى خطوط اصلى توضيحات ما در اينجا از آن اقتباس ميگردد.
شرح عمومى پلهاى بزرگ باستانى در خوزستان:
پل شوشتر و پل دزفول با آجر بنا شده است و از قوسهاى متعدد تشكيل مىشده كه بر روى پايه ها قرار داشته اند در زمانى كه روگن از پل شوشتر بازديد كرده پنج دهنه از شوشتر وجود نداشته است.
و در دزفول بعضى از پىها در هم ريخته و به جاى آن پايه هاى جديدى ساخته بوده اند.ولى امروز از اين پل جز چند قسمت اصلى چيز ديگرى باقى نمانده است.پل دزفول سنگ چينى پايه ها و بندهاى پل مركب از دو ديوار با سنگهاى تراشيده شده است و بين ديوارها را با بتون پر كرده بودند و سنگها با بستهاى فلزى به يكديگر متصل بوده اند.
در مسير رودخانه،ديوارى وجود داردكه توأم با آثار ديگرش از اقدامات سوق الجيشى براى حفظ و حراست شهر دزفول در مواقع صلح و جنگ ميكند.
روگن در يك نقطه پايه هايى كه مخلوط منظمى از قلوه سنگ آجر و بتون ساخته اند ديده است.پهناى پى هاست. اين بند در سرتاسر عرض رودخانه امتداد داشته است و صرف نظر بالا آوردن سطح آب پايه ها را نيز به يكديگر محكم متصل مىساخته است.روسازى پل از قوسهاى متعدد و سنگفرش و قوسهاى فرعى آن براى افزايش مقطع عبور آب روى ستونها تشكيل ميشده است.
مصالحى كه براى تهيه ملات به كار رفته مرغوب ميباشد.نقاطى كه سنگهاى ماسه اى از آنجا استخراج شده هنوز باقى است و اثرات ضربات كلنگ در آنجا به خوبى مشهود است.در شوشتر كف طبيعى رودخانه را با سنگهاى لوح (شيث) و در پاى پل دزفول سنگهاى جوش (Conglomerat) پوشانيده اند.سنگهاى مذكور در مجاورت هوا زود تجزيه و خرد ميشوند در صورتى كه اگر دائم زير آب باشند كيفيت خود را حفظ ميكنند.
شكل پايه هاى پل و ابعاد آنها:
كليه پايه هاى پل قديم داراى مقطع مستطيل بوده كه بر خلاف جهت عبور آب آن را
نوك تيز مىساخته اند. به نظر اول گمان ميرود ابعاد پىهايش از آن چه ضرورت داشته بزرگتر بنا شده باشد ولى اگر فشار و ضربات آب را در مواقع طغيان در نظر بگيريم اهميت اين طراحى را ميتوانيم به خوبى درك كنيم.قطر پى پلها بين 5تا6.40متر و طول آنها كمى بيشتر از طول جاده و اندكى كمتر از پهناى بند پل مىباشد.در فاصله روى پايه ها و بين قوسهاى اصلى پل قوسهاى كوچكترى وجود داشته كه به منظور افزايش مقطع جريان آب هنگام طغيان تعبيه شده است.
فاصله بين مركز ستونها در حدود 13تا14متر بوده بنابراين دهانه داخلى قوسهاى بزرگ در حدود 2برابر پهناى پى آنها بوده است.پهناى بند پل يكى دومتر بيشتر از طول پىها و بين 8تا12 متر بوده است.
دورانهاى تعميرات پل:
آنچنان كه از وضعيت جغرافيايى دزفول مشاهده ميشود ريزش بارانهاى سيل آسا و طغيان آب رودخانه دز از قديم الايام تا به حال به وفور ديده شده به طوريكه براى اكثريت مردم منطقه اين موضوع محسوس مىنمايد.اين مسئله در آثار و ابنيه تاريخى به دور از تأثير و تأثر نبوده چنانكه در تذكره ها و سفرنامه ها ضبط شده بارها به اين مشكل كه گريبانگير مردم دزفول بوده است اشاره كرده اند.
در كتاب تاريخ جغرافيايى خوزستان به اين مشكل كه همه ساله دچار مردم دزفول بوده اشاره كرده است:"البته پر شدن جويهاى آن (جندىشاپور)از زور سيلاب كه تا كنون مردم دزفول همه ساله دچار آنند ... دخيل بوده است."
اين امر مستثنى از پل نبوده چنانچه در كتب تاريخ ثبت شده بارها بر اثر سيلابهاى رود دز آسيب ديده و به همت مردم و حاكمان زمانه مجدداً مرمت و بازسازى شده است.احمد اقتدارى نيز به اين امر اشاره كرده است:"پلى كه تا سال 1349 دو منطقه غربى و شرقى شهر دزفول را به هم متصل مىساخت و در حقيقت رابط راه دزفول انديمشك بوده بر پايه هاى قديمى ساسانى بنا شده است و به روزگار عضدالدوله ديلمى و به دوران صفويه و عصر قاجاريه هم تعمير و ترميم شده است.
لغت نامه دهخدا نيز هنگام سخن گفتن در مورد پل دزفول مىنويسد:
"پل دزفول كه بر روى دز بنا شده است.... طاقهاى آن از ادوار متأخر است و مكرر تعمير شده است بعضى از جغرافىنويسان قرون هشتم ونهم هجرى تعداد طاقهاى آن را به تفاوت 42 و 55 ضبط كرده اند.اين پل بعد از زمان نادرشاه تجديد بنا شد ولى بعدها از خير ارتفاع افتاد.در اوايل قرن نوزدهم ميلادى به اميرمحمد على ميرزا دولت شاه دقيقاً تعمير شد ولى سيل مهيب سال 1832م و دگربار آنرا از بين برد.و در عهد سلطنت رضا شاه به سبك جديد ساخته شد."
و در كتاب جغرافياى خوزستان تأليف سيف ا... رشيديان راجع به بازسازى درباره پل چنين آمده است:
"در سال 1268 هجرى قمرى سه چشمه از پل دزفول را آب شادروان از بنيان مىبرد كه به خرج دولت و زحمت مرحوم عبدالحسين رشيديان دزفولى مثل اول ساخته مىشود." آن قسمت از پل تا كنون باقى است.در كتب شرح خاندان معزى اين نكته با توجه به نظارت شيخ محمد طاهر در امر بازسازى آمده است كه:"در يكى از سنوات كه آب رودخانه دزفول طغيان عظيم نموده 3 چشمه از طرف غرب پل منهدم شده.ناصرالدين شاه مهندسى مخصوص براى تعمير آن فرستاده حكم داد مخارج پل تحت نظر گماشتگان و امناى شيخ محمد طاهر معزى باشد."
و باز در سنه 1288 چندين چشمه ديگر از پل را آب از بنيان برداشت و تا مدتى هم پل راه عبور نداشت. تا در جنگ بين الملل 1296 مأمورين سياسى و سپاهى دولت سابق انگليس شركت سهامى تشكيل داد و با طنابهاى تابيده آهنى راه عبورى درست كرده و از عابرين پولى مأخوذ مينمودند. بعد از خاتمه جنگ بين الملل اول دولت ايران پول سهام را داد و راه را براى عابرين آزاد گذارد.تا در سال 1315 كه مخطر شده بود پهلوى فقيد با وضعيت فعل جديد,ساختمان و در سال 1316 به انجام رسيد.(از كتاب جغرافياى خوزستان)
متأسفانه كليه كتابهايى كه به ذكر دوران تعميرات پل پرداخته اند در اين مرمتها و بازسازىها هيچگونه نامى از مردم دزفول نبرده اند و حال آنكه چنانكه گذشت در سال 1268 هجرى و در سال 1296 هجرى اضافه بر اينكه مردم خود در ساختن پل شركت جسته بلكه در تهيه مخارج مالى آن نيز دخيل بودند. بهترين دليل ما بر اين ادعا گفته كتاب شرح خاندان معزى است كه در اين رابطه مىگويد:"در جنگ بين الملل اول كه شعبى از ادارات سياسى اجانب در دزفول تأسيس شده بود و تصادفاً در آن موقع پل قديم دزفول خراب شده بود به كمك مالى مردم بلد و كمك فنى مهندسين خارجى پل مزبور مجدداً تعمير و جهت اياب و ذهاب آماده گرديد از شيخ محمد باقر معزى نيز تقاضا شد كه در تعمير پل به زبان فارسى استعارى انشاء كند و لفظ صراط مستقيم را در آنها بگنجاند لذا رباعى زير را انشاء كرد:
 "گذر, زين پل تو با انديشه راست               خوش آن دل به ياد ايزد آراست
از آن پل كان صراط مستقيم است                نلغزد آن كه اين پل را بياراست"
دو مصراع اول را بر يك قطعه سنگ و دو مصراع دوم را بر قطعه اى نقش و دو قطعه را بر بالاى ورودى و خروجى مشرقى و مغربى معبر پل نصب نمودند.
هيأت و ظاهر پل از قديم تا به حال:
در اينجا به اختصار راجع به شكل ظاهرى پل از ديدگاه جهانگردانى كه از قديم الايام وضعيت پل را تشريح نموده اند,مطلبى را بازنويسى و به اجمال درج نموده ام تا تغيير و تحولاتى را كه اين پل به خود ديده ثبت و ضبط بماند.
حمداله مستوفى در نزهه القلوب خود وضعيت پل را چنين نگاشته است:"دزفول از شهرهاى خوزستان و بدواً به "اندمشك"موسوم بوده و بانى ,اردشير بابكان بوده است اين پادشاه ساسانى بر روى رودخانه اى كه از حوالى شهر مىگذرد پلى ساخت كه 42 دهانه داشت و 520پا طول او و 15 ارج عرض اوبود و چون از اين پل ورود به قلعه دزفول مىشد آن قلعه موسوم به "دژپل"شد و در تعريب آن را دزفول خواندند.
مادام ديولافوآ در سال 1881 ميلادى كه از پل دزفول ديدن كرده است وضعيت آن را چنين بيان نموده :
"...بالاخره منظره شهر دزفول نمايان گرديد اين شهر در كنار رودى واقع شده كه موسوم است به آب دزفول و از آبهاى باران و چشمه سارهاى جبال لرستان تشكيل مى يابد شهر مانند آمفى تئاترى در طول ساحل سراشيب رود قرار دارد و از دور منظره سرور آورى نشان ميدهد.مدتى از رسيدن به شهرش به تماشاى خانه ها و باغها كه در روشنائى آفتاب مغرب غرق شده بودند سرگرم بودم.خانه ها مانند عمارات چند طبقه در بالاى يكديگر واقع شده بودند.پل بسيار بزرگى هم نمايان گرديد كه آن را پل دزفول مىگفتند و شهر هم به همان مناسبت دزفول خوانده مىشود.(دزفول يعنى؛پل قلعه)"
بنابر عقيده مورخين ايرانى اين پل از ساخته هاى اردشير بابكان است و به طرز پلهاى روميان در روى جرزهايى از سنگ و ساروج واقع شده كه نماى آنها سنگهاى تراشيده است ولى طاقهاى كهنه آن را به سبك ايرانى با آجر ساخته اند و به طوريكه ميگويند اين طاقها در زمان سلطان
صلاح الدين تعمير يافته است.
آقاى روگن در بازديد خود از پل چنين مىنويسد:
"پل بند دزفول به مراتب قوىتر از پل بندشوشتر به نظر مىرسد.اين پل داراى22 دهانه است. بعضى از پايه هاى پل به ادوار جديدتر مربوط مىشوند "
روگن مىگويد؛طغيان سال 1903(مطابق با 1334 هـ.ق ./ 1282 هـ.ش.)يكى ديگر از پايه هاى پل را برده است صرف نظر از انحرافات كوچك در دو انتهاى پل,محور پل بند دزفول تقريباً مستقيم است. روسازى پل به هنگام بازديد روگن به نظر مى رسيده كه در چندين نقطه تعمير شده باشد به طوريكه او به آسانى توانسته كارهاى قديمى و جديد را از يكديگر تشخيص دهد.
از بند پل جز قسمتهاى كوچك چيز ديگرى بر جا نمانده است .در نتيجه از بين رفتن بند پل, طبقات سنگهاى جوش در معرض فرسايش قرار گرفته اند.در مسير رودخانه ديوارى وجود داردكه توأم با آثار ديگرش حكايت از اقدامات
 سوق الجيشى براى حفظ و حراست شهر دزفول در مواقع صلح و جنگ مىكند.
و بالاخره آقاى احمد اقتدارى در ديار شهرياران چنين مىگويد:
"اكنون پل داراى چهار دهانه بزرگ است كه آبرو رودخانه است و در بين هر دو دهانه بزرگ يك طاقنماى كوچك كه بر سطح پايه جسيمى قرار گرفته و به وسيله پلكانى به سطح بستر رودخانه راه دارد ساخته شده و به اين ترتيب 12 طاقنما در بين طاقهاى اصلى پل قرار گرفته اند قسمتهاى اصلى پى پايه ها كه از سنگ و ساروج ساخته شده اند و به ارتفاع تقريبى 2.5 متر مىباشند از بقيه پىها قطورترند و بر روى اين پايه ها به ارتفاع 4 متر قسمت ديگرى مشهود است كه با آجر و سنگ تراشيده ساخته شده و پيداست كه از قسمت زيرين و قديمى جديدتر است.بر روى اين قسمت كه تا زير دستكهاى بازوهاى پلها و دهانه ها ممتد است سطح آجر پوشى با پلكان بالا رونده وجود دارد كه از دو قسمت سابق الذكر جديدتر است و به نظر مىرسد كه مربوط به تعميرات ازمنه بعدى است.
سطح پل كه محل عبور و مرور است با عرض كمتر بر روى اين پايه ها بنا شده است طاقها و طاقنماها به سبك معروف به رومى ساخته شده و با خيز بلند نگهدارنده طاق و سقف و سطحه پل است.در بين دو دهانه نخستين و اصلى ضلع شرقى پل تا دهانه سوم كه آثار قديمه اين پل است,سه دهانه بزرگ سيمانى بر روى پايه هاى قديمى به زمانهاى اخير بنا شده و 2قسمت پل را كه به سبب ويرانى از هم گسسته بوده است به هم متصل كرده است.در جلوى دو دهانه اول ضلع شرقى آثار چند قطعه بناى فروريخته و ديوار مخروبه پل و قسمتهايى كه به مجارى آب شباهت دارد به چشم ميخورد,همچنين در روبروى دهانه هاى سوم آثار ديوار مخروبه فروافتاده اى باقى است.
پىها در تمامى بدنه ها قديمى و ساسانى به نظر مىرسند و در جلوى بعضى از آنها آثار ساختمانى و ديوارها و دستكهاى پل مشاهده  می شود.



نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

قلعه امير بهمن خان صمصام

قلعه امير بهمن خان صمصام در 23 كيلومتري شهر دزفول و 3 كيلومتري روستاي علي شلگهي قرار دارد كه در گذشته متعلق به شخصي به نام امير بهمن خان صمصام السلطنه بوده است. طبق اظهارات اهالي روستاي علي شلگهي اين قلعه تا قبل از انقلاب اسلامي به طور كامل سالم بوده و حتي درب و پنجره هاي اين قلعه نيز نصب بوده است اما بعد از آنكه ساكنان قلعه ، اين مكان را ترك كرده اند رو به فرسايش نهاده است. اطراف اين قلعه در گذشته باغي بوده و نيز به استناد همين شنيده ها و شواهد موجود در پشت قلعه باند فرود هواپيماي شخصي صمصام خان بوده و خود وي نيز خلبان بوده است. (در حال حاضر اطراف قلعه مزارع كشاورزي است). اهالي اصلي قلعه در فصولي كه هواي منطقه مناسب بوده براي تفريح از شهر به اين مكان آنده اند.
بناي اين قلعه در دو طبقه ، آجري و برگرفته از نقش هاي معماري ايراني و به خصوص آجركاري دزفول است. به كارگيري زيباي فريز، نيم ستون ها (كرتله) ، طاق هاي رومي و سه بخشي نيز جلوه اي ويژه به اين قلعه داده است.
طبق اظهارات خادمين اين قلعه، در گذشته حمام بزرگي در كنار قلعه بوده و روزهايي كه امير بهمن خان قصد استفاده داشته قرق خان بوده و در ساير روزها اهالي قلعه و برخي از اهالي آبادي هاي اطراف نيز براي استفاده به كنار قلعه مي آمدند. همچنين اين قلعه داراي اصطبلي بزرگ و زندان اختصاصي بوده كه رعيت هاي نافرمان را  در آن شكنجه داده اند.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

خانه سوزنگر

خانه سوزنگركه از بناهاي زيباي شهر تاريخي دزفول است در  محله قديمي مياندره  قرار دارد. خانه در يك كوچه بن بست و اختصاصي قرار دارد كه با پلكان پهن و منظم آجري به در كوچك و مزين به تزئينات خوون چيني (آجر كاري) منتهي مي شود.
 بر سر در ورودي بنا و درميان آجركاري زيباي آن كتيبه آجري با تاريخ 1338 هـ . ق را مشاهده مي كنيم. پس از عبور از سر در به هشتي خانه وارد مي شويم . گنبد كوچك هشتي با پا باريك ها و شاپرك هاي آجري زيبايي بر ستون هايي قطور استوار است. كف هشتي با قلوه چين منظم و ظريف و كف حياط با آجرهاي منقوش فرش گرديده است. دور تا دور حياط را ايوان هاي نسبتاً كوچك احاطه نموده اند.
طبقه اول بنا نيز شامل ايوان ، اتاق هاي گوشوار و تراس زيبايي با سقف تير پوش چوبي است كه همگي داراري كتيبه هاي مزين به آجركاري بي نظير خوون چيني مي باشد كه هر بيننده صاحب ذوقي را به وجد مي آورد .در حال حاضر مالكيت اين بنا در اختيار اداره ميراث فرهنگي و گردشگري دزفول است.اين اثر به شماره 2606 به ثبت رسيده است.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

آسيابها

 آسيابها:
بر روى روخانه دز,در شمال غربى دزفول آثار سدى وجود داردكه هنوز بقاياى 3 ديوار در جبهه جنوبى و دوغرفه بر روى ديوار بدنه اصلى و دو دهنه اصلى و يك طاق فروريخته باقى مانده است؛كه به لهجه محلى آن را " اُسيواى گله گه بالايى"(آسيابهاى گلوگاه بالايى) مىنامند.اين   بناى تاريخى از سنگ و گچ وآجر ساخته شده و به فاصله 300مترى از آن بناى سدى ديگر به نام " اُسيواى گله گه دومِنى"(آسيابهاى گلوگاه پايينى)قرار گرفته است.
معروف است كه اين آسيابها در زمان صفويه ساخته شده اند وآمده است كه:"در اين دوره [دوره صفويه]حدود50تا60آسياب در وسط رودخانه ساخته شده كه تااخيراً(تا 30سال پيش) هم مورد استفاده قرار مي گرفته است.
آسياب رعنا(اُسيواى رعنا):
اين بنا در غرب شهر دزفول و در كنار رودخانه دز چسبيده به قسمتى كه اكنون پل جديد دزفول ساخته شده است؛در محل معروف به رعنا قرار گرفته است.
چگونگى آسيابها و محل استقرار آنها:
در جلوى دو دهانه اول ضلع شرقى پل قديم,آثار چند قطعه بناى فروريخته و ديوارى مخروبه و قسمتهايى كه به مجارى آب شباهت دارند و نيز در رو به روى دهانه سوم,آثار ديوارى مخروبه باقى مانده است.
پىها در تمام بدنه ها و پايه ها,قديمى و به نظر ميرسد از دوران ساسانى باشد.در جلوى بعضى از آنها آثار ساختمانى و ديوارها و دستكهاى پل مشاهده ميشود.درست در ضلع شمالى اين پل و در قسمت خلفى آن آثار ساختمانى سد و بند تنظيم كننده و آبراهه هاى هدايت و تقسيم آب در ضلع شرقى در ساحل رودخانه هويداست كه قسمتى از اين تأسيسات ويران و در بستر رودخانه افتاده است.محتمل است كه پل بندى كه شرح آن گذشت و اكنون به آسيابهاى رعنا معروف است ؛به روزگار آبادى پلى عمومى براى عبور و مرور بوده وآثار به جامانده در اطراف پل بقاياى تأسيسات نگهدارى پل و نظارت برآب رودخانه بوده اند.
روبه روى دهانه سوم پل و آغاز اولين دهانه بتنى در ضلع شمالى در بستر رودخانه آثار و ابنيه مخروبه اى شامل سد و بند و طاق و آبراهه و ديوار وطاقنماهايى باقيست.
قسمت جنوب غربى اين تأسيسات شامل يك طاق با ديواره ساروجى در كنار طاقنماى كوچك و طاقنماىكوچكترى در سطح بالاتر در جوار آن و آبراهه هايى كم عرض به عرض 5/1متر و در جهت ديگر پايه جسيمى باد يواره ساروجى.از طرف اين ضلع ديوار اطاقى ديده ميشود.در قسمت شمال شرقى اين آثار ديواره اى عمود بر بستر رودخانه با 3 دهانه پل ,كه يكى از آنها كه دهانه ميانى است بزرگتر و دو دهانه كوچكتر در طرفين؛واقع است.در همان محل اطاق كوچك ديگرى وجود دارد با تركيب و شكل بدنه آبخور كشتى.قسمتى از اين آثار جديدتر است و به نظر ميرسد مربوط به روزگار صفوى باشد.
گمانِ اينكه در پشت پل عمومى به عهد ساسانيان,تأسيسات كوچكترى براى تقسيم آبِ انباشته شده در آبگير شمالى رودخانه,براى هدايت آب به مزارع پايين دست شهر يا اطراف آن وجود داشته است؛چندان خالى از صحت نمى باشد.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

حمام كرناسيون

حمام كرناسيون:
اين حمام كه به دليل قرار گيرى در محله كرناسيون به اين نام خوانده ميشود ،از جمله آثارى است كه با احياء و باز زنده سازى آن ميتوان دريچه اى رو به تاريخ و فرهنگ كهن اين مرزو بوم گشود.موقعيت خاص اين بناى با ارزش شامل دسترسيهاى اصلى  به جاده ساحلى ،قرار گيرى در مركز محله اى با بناهاى شاخص مانند مسجد كرناسيون و خانه هاى داراى حيثيت تاريخى خانه آن را حائز اهميت خاصى نموده است.
بناى حمام با مساحتى حدود 880 متر مربع به دو بخش منفك مردانه و زنانه تقسيم شده و هركدام از بخشها ورودى  مجزائى داشته اند.فضاهاى كلى حمام شامل سربينه (در دو بخش مردانه و زنانه)،گرمخانه،سرويسهاى بهداشتى،و چاه آب كه در بيرون بنا قرار گرفته است ميباشد.
در حال حاضر به عنوان موزه مردم شناسي بعد از مرمت در سال 1385 مورد استفاده قرار گرفته است.
 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

حمام شاهركن الدي

حمام شاهركن الدين كه از بناهاي كه از بناهاي تاريخي دوره صفوي مي باشد در مركز محله اي با همين نام و در ميان مجموعه اي فرهنگي مذهبي شامل مسجد، مدرسه علميه و بقعه شاهركن الدين ، واقع است.
 اين حمام همچون ديگر حمام هاي عمومي عهد قديم ، شامل سربينه ، ميان در گرمخانه آتشدان و ... مي باشد .آب حمام از چاه موجود در بقعه شاهركن الدين تأمين مي گرديده و در حوض هايي كه  در پشت نام حمام واقع است ذخيره مي شده است . سربينه حمام كه به شكل هشت ضلعي مي باشد شامل ايوان هايي است كه در محل رختكن بوده و حوض هشت ضلعي زيبايي در مركز سربينه قرار دارد .
 گرمايش گرمخانه توسط يك آتشدان در زير زمين جاي دارد و به وسيله‌ي كانال هايي كه گرما را هدايت مي كنند تأمين مي شده است .
نماي كليه قسمت هاي اين بنا آجري بوده و در پوشش ها از طاق و گنبدهاي رفيع و زيبا استفاده گرديده است. اين حمام اخيراً توسط سازمان ميراث فرهنگي مرمت گرديده است و در حال حاضر به عنوان كافي نت و كتابخانه مورد بهره برداري قرار گرفته است.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

خانه تیزنو

خانه تیزنو :
خانه قدیمی تیزنو كه به شماره 2573 در رديف آثار ملى ايران به ثبت رسيده،یکی از بزرگترین و زیبا ترین خانه های موجود در محله قلعه میباشد .ورودی بنا در مجاورت حوزه علمیه معزی قرار گرفته است پس از عبور از سردر بزرگ بنا به هشتی ورودی با سقفی کاربندی شده میرسیم.در گذشته این بنا دارای دو حیاط به نامهای اندرونی و بیرونی بوده است.ورود به اندرونی از سمت راست هشتی صورت میگرفته که که در حال حاضر این ورودی مسدود شده است.از سمت چپ هشتی به حیاط مرکزی میرسیم .در چهار جبهه این حیاط(بیرونی) ساخت و ساز معماری صورت گرفته است.به گونه ای که فضاهای خدماتی مانند ایوانچه ها ،حوضخانه و سرویسهای بهداشتی در جبهه های غربی شرقی و شمالی قرار گرفته اند .اتاقها ایوان اصلی و غلامگردشها به عنوان فضاهای مسکونی به صورت دو طبقه  جهت استفاده از نور مطلوب شمال در ضلع جنوبی بنا واقع گردیده اند.
لازم به ذکر است در نماهای داخلی و بیرونی این بنا در قسمت بالای طاقها با استفاده از آجر خوون چینی های زیبا و ظریفی با طرحهای متنوع اجرا گردیده که نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند.


نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

معرفي بازار قديم دزفول

معرفي بازار قديم دزفول:
در گذشته مهمترين مراكز خدماتي دزفول مجاور محله قلعه قرار داشته است و چنانكه در سفرنامه ها آمده است بازار به صورت ميدان بوده است كه همه معاملات در آن انجام مي گرفته است.
اين مراكز خدمات شهري از طرفي مجاور مسجد جامع و از طرف ديگر به دو سرْميدان ختم مي‌شود.  بازار در مرتفع ترين شيب شهر بنا شده است و امتداد گذرهاي محلات به بازار ختم مي شود. مراكز محلات و گذرهاي اصلي بازار شهر بر اساس توپوگرافي زمين شكل گرفته اند و حركت پياده از طريق گذرها همگي به بازار ختم ميشود.
قديمي ترين بناي موجود در بازار دزفول مقبره شيخ اسماعيل قصري است كه وفات او در سال 555 هجري شمسي ذكر گرديده است. اما دو دوره هاي اخير به طور كامل بازسازي شده است.
چهار راسته موازي، بازار قديم دزفول را تشكيل مي‌دهند، كه هريك مخصوص صنف خاصي بوده است؛ 1- بازار آهنگران 2- بازار بزازان 3- بازار خرده فروشان 4- بازار خراطان
در مجاورت مسجد جامع و در جهت حركت مشرق به مغرب به طرف دروازه شوشتري چندين كاروانسراي قديمي وجود داشته است كه متأسفانه به جز يكي دو بناي نيمه مخروبه بقيه  از بين رفته اند.
انواع صنايع دستي از قبيل خراطي( شامل ساخت شمعداني و قليان و ...) كپو و كرتله بافي، گليم بافي، سجاده بافي، ورشو سازي و نمدمالي در بازار قديم دزفول ديده مي شود.
كاروانسراي زيبايي موسوم به كاروانسراي بازار در ميان اين بازار خودنمايي مي كند كه حال و هواي داد و ستد در دوران گذشته را تداعي مي كند.
بازار قديم در مركز شهر دزفول قرار دارد و در حال حاضر نيز به عنوان يكي از مراكز اصلي تجارت شهر فعال است. وجود شغلها و راسته هاي قديمي با شكل خاص معماري مغازه ها و فروش برخي صنايع دستي معروف دزفول در اين بازار موجب استقبال ويژه گردشگران مي شود.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

روستاى ليوس

روستاى ليوس

روستاى ليوس در 73 كيلومترىشمال شهرستان دزفول در بخش سردشت واقع شده است. على رغم گذشت ساليان زياد از عمر اين روستاى تاريخى در بافت كهن خانه ها هنوز هم شاهد نحوه معيشت ،فرهنگ و سنن ،گويش ، آداب و رسوم و برپايى مراسم مختلف به شيوه كاملاً سنتى مي باشيم.اين روستا علاوه بر بافت زيباى تاريخى خانه ها ، داراى جاذبه هاى گردشگرى طبيعى و بكر شامل كوهستانها ،مراتع بسيار زيبا ، باغهاى ميوه ، رود خانه، آبشار و... ميباشد. كه در فصول بهار و پاييز و زمستان به علت آب و هواى مناسب ميتواند پذيراى گردشگران زيادى از سراسر جهان باشد.
مراسم عروسى در روستاى تاريخى ليوس :
تمامى مراحل برپايى مراسم عروسى در اين روستا از خواستگارى تا جهاز برون ، حنابندون  و عروسى به شيوه كاملاً سنتى و با حضور ريش سفيدان فاميل برگزار ميشود.
مراسم خاص تولد اولين فرزند:
به هنگام متولد شدن اولين فرزند، توسط پدر و مادر و پدر بزرگها و مادر بزرگهاى نوزاد مراسم زيبا و اصيلى برپا ميشود.

جشن اولين باران :
هرساله در آغاز فصل زمستان زمانى كه براى اولين بار باران ميبارد اهالى روستا به بركت نزول اين رحمت الهى اقدام به برپايى جشن و مراسم شكرگزارى مىپردازند.

جشن شروع كشت و كار :
تمامى كشاورزان روستا در آغاز فصل كشت و زرع ، دور هم جمع ميشوند و با تقسيم نمودن وظايف و كارهاٍى مختلف به افراد به صورت متحد و گروهى تمامى مراحل از كاشت تا برداشت محصول را در زمينهاى يكديگر انجام ميدهند.به گونه اى كه هر يك از افراد موظف به انجام كار خاصى مانند تهيه ابزار و ادوات كشاورزى،تهيه كود ،حفر جوى هاى آب ،بذر پاشى و... ميشود.
مراسم تعزيه :
در برگزارى مراسم تعزيه دارى اباعبدا.. الحسين(ع) نيز اين روستا براساس سنت و اعتقادات مذهبى خود ، با درست كردن علم و پرچم و ... اقدام به انجام مراسم سنتى
 "روستا گردون " نموده كه مقصد نهايى آنها روستاى گوشه ميباشد .

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

منبع آب
در سال 1324 ه.ش براى رفع مشكلات كيفى آب و نيز رعايت مسائل بهداشتى اين منبع  ايجادشد.اين بنادر منطقه ي آب و هوايي گرم ونيمه مرطوب ودر حاشيه ي شمالي شهردر كنار رود دزواقع شده است.
بنايى با پلان مربع شكل كه روى سطحى مستوى و مرتفع قرار دارد، اين منبع با مصالح چوبى ساخته شده ودرساخت ستون آن از آجر, ملات سيمان و ساير مصالح به طريق نيمه سنتى استفاده شده است.
بناى فوق به عنوان اولين منبع آب موجود در منطقه داراي اهميت وي‍ژه اي بوده ولي در حال حاضرمورد استفاده قرار نمي گيرد.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: آثار باستانی دزفول ׀

درباره وبلاگ

هدف از ساخت این وبلاگ در اختیار قرار دادن اطلاعاتی مفید و جامع در مورد شهرستان دزفول به دور از شلوغی ها و پیچ و خمهای وبلاگ ها و سایتهای معمول و در فضایی منظم است، که در کمترین زمان ممکن بیشترین اطلاعات را در اختیار علاقمندان قرار دهد.

هرچه هست و یا می آید:
1- آثار باستانی دزفول
2- اماکن مذهبی دزفول
3- اشعار دزفولی
4- افسانه های دزفولی
5- بزرگان دزفول
6- پیشینهی تاریخی دزفول
7- جغرافیای طبیعی استان خوزستان
8- خبرهای تاریخی دزفول
9- دزفول شهر آجر
10- گل کاری در دزفول
11- معرفی شهرهای شهرستان دزفول
12- صنعت دزفول
13- غذاهای محلی دزفول
14- مثل های دزفولی
15- معرفی کتابهای دزفول
16- طبیعت دزفول
17- شبکه ی آبیاری دز
18- اعتقادات مردم دزفول
19- غروب و آسمان دزفول
20- حیات وحش دزفول
21- جاذبه های شهری دزفول
22- خوشنویسی در دزفول
23- موسیقی دزفولی
24- صنایع دستی دزفول
25- طبیعت ماکرو دزفول
26- بازی های دزفولی
27- پوسترهای دزفول
28- توپوگرافی شهرستان دزفول
29- دانلود کلیپ و پس زمینه ی دزفول

شما می توانیید مطالب و عکسهایی را که در مورد دزفول دارید برای ما بفرستید تا با نام شما در وبلاگ ثبت شود.


پدید آورنده: مهدی یوسف نژاد
ایمیل:
mehdiussefnejad@yahoo.com





هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب، تصاویر و فایلهای دانلود این وبلاگ با درج نام و آدرس وبلاگ بلامانع است.
در غیر این صورت به هر نحو ممنوع بوده و شرعاً حرام و پیگرد قانونی دارد.(با وبلاگ و سایت متخلف برخورد خواهد شد)

ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت ارشاد


لینک دوستان

جستجوي در صفحه

بزرگترین فتوبلاگ دزفول

CopyRight| 2011 , dt24.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | other: ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت ارشاد