X
تبلیغات
مرکز شهر

مرکز شهر

شيخ مرتضي انصاري دزفولي

شيخ مرتضي انصاري دزفولي

شيخ اعظم ، خاتم الفقهاء والمجتهدين ، شيخ مرتضي فرزند شيخ محمد امين انصاري دزفولي سرآمد علماي اماميه و اکمل فقهاي شيعه ، که بي گمان يکي از نوابغ بزرگ دنياي اسلام است و آوازه شهرت علمي و فقهي وي در تمامي بلاد اسلامي پيچيده و کمتر کسي از اهل فضل است که به درجه و مرتبه علمي وي پي نبرده باشد و غالب رجال وفقهاي مذهب شيعه از وي به خاتم الفقهاء والمجتهدين تعبير نموده اند .

علامه محقق ، حاج ميرزا حبيب الله رشتي ، علامه نوري ، حاج مولي نصرالله تراب دزفولي هرکدام از شاگردان سرشناس آن شيخ عالي مقام بودند .

تحصيلات شيخ واساتيد او :

شيخ پس از فراغت از تحصيل مقدمات و آموزش سطوح در نزد عموي بزرگوار خويش آقا شيخ حسين انصا ري ، همراه با والد بزرگوارش به عتبات عاليات مشرف شد ، در کربلا ، شيخ مورد توجه مرحوم سيد محمد طباطبايي معروف به سيد مجاهد قرار گرفت ، و شيخ را نزد خود براي تکميل تحصيلات نگه داشت و پدر شيخ به دزفول مراجعت نمود . شيخ در کربلا از محضر سيد مجاهد و شريف العلماء مازندراني و در نجف اشرف نزد شيخ موسي و شيخ علي کاشف الغطاء شاگردي نمود . پس از مراجعت به ايران چهار سال از محضر مولا احد نراقي استفاده نمود ، و با رديگر به نجف اشرف مراجعت نمود اما اين بار ، شيخ خود ، مجلس درس و بحث برقرار نمود و پس از فوت صاحب جواهر ، هز سال 1266 تا 1281 که شيخ از دنيا رحلت نمود ، به مدت پانزده سال تمام رياست بلامنازع علمي جهان تشيع را عهده دار بود . و تمامي شيعيان جهان از وي تقليد مي کردند .

صاحب جواهر ، در روزهاي آخر زندگانيش دستور داد مجلسي تشکيل شود که همه علماي طراز اول نجف اشرف در آن شرکت کنند . مجلس مذکور منتقد گرديد اما به سبب پاره اي تعصبات شيخ مرتضي را براي شرکت در مجلس دعوت ننمودند . صاحب جواهر فرمود شيخ را نيز حاظر کنيد . پس از جستجو شيخ را در گوشه اي از حرم مطهر ديدند که رو به قبله ايستاده و براي سلامتي صاحب جواهر دعا مي کند . شيخ را براي شرکت در مجلس دعوت نمودند ، صاحب جوار شيخ را بر بالين خود نشاند و دستش را گرفت و بر بالاي قلب خود نهاد وگفت حالا مرگ برايم گواراست ، سپس به حاظرين فرمود : اين مرد پس از من مرجع شما خواهد بود ، وبعد هم به شيخ فرمود : تو هم از احتياط خود کم کن ، چرا که دين اسلام سهل و آسان است .

گفتني است که اين کار صاحب جواهر و معرفي شيخ براي جانشيني خود ، بدان منظور بود که شيخ بيشتر معرفي شود والا در مرجعيت شرط نيست که مرجع قبلي مرجع بعد از خود را معرفي کند . گويند شيخ انصاري پس از درگذشت صاحب جواهر ، ار صدور فتوي خودداري نمود و نامه اي به سعيد العلماء مازندراني نوشت به اين مضمون ، زماني که شما در کربلا بوديد و با هم در درس شريف العلماء استفاده و فهم تو از من بيشتر بود ، حال سزاوار است که به نجف آمده و اين امر مهم را متکفل شوي . سعيد العلماء در پاسخ شيخ نوشت درست است ولي شما در اين مدت مشغول به تدريس و مباحثه بوده ايد و من اينجا گرفتار امور مردم ميباشم لذا شما در اين کار از من سزاوار تر هستيد . آورده اند که شيخ پس از دريافت نامه مرحوم سعيدالعلماء ، به حرم حضرت علي (ع) مشرف ميشود و در آنجا از آن حضرت ميخواهد که وي را در اين امر بزرگ وخطير ياري نمايد و او را از لغزش و خطا حفظ نمايد .

شيخ در زهد و عبادت نيز يگانه دوران بود محقق رشتي گويد که ، شيخ استاد سه چيز ممتاز داشت: علم، رياست، تقوي . رياست را به ميرزا محمد حسن شيرازي وعلم را به من و تقوي را با خود به گور برد. شيخ در طبقات غير شيعه هم به اين اوصاف پسنديده معروف ميباشد . سلطان عثماني چون از والي عراق ، حال و چگونگي شيخ را پرسيد ، در جواب گفت:((والله هوالفارق الاعظم)) . شيخ داراي کرامات زيادي است که در کتاب زندگاني او ذکر شده است . شيخ ميرزا محمود عراقي که از شاگردان شيخ بوده است در آخر (دارالسلام) پس از ذکر پاره اي از کرامات شيخ گويد : کرامات اين بزرگوار زياده از حصر و شماره است و مخالف و موافق را بر آن اقرار است و چگونه چنين نباشد و حال آنکه در عبادت در عصر خود عديل نداشت و در زهد و ورع او را عديل نبود ، در اين مختصر فقط به ذکر يک کرامت اکتفاء ميشود . مرحوم حاج شيخ محمد بهبهاني رمحاني برجسته تهران در روزگار خويش به دو واسطه نقل ميکند از يکي از شاگردان شيخ که چون از مقدمات علوم وسطح فارغ شدم براي تکميل تحصيلات به نجف اشرف رفتم و به مجلس تدريس شيخ در آمدم ، ولي از مطالب و تقريراتش هيچ نمي فهميدم . از اين حالت خود خيلي متاثر شدم تا جايي که دست به ختوماتي زدم و لي باز فايده نبخشيد بالاخره به حضرت امير (ع) متوسل گشتم شبي در خواب ، خدمت آن بزرگوار رسيدم . آن حضرت (( بسم الله الرحمن الرحيم )) در گوش من قرائت فرمود . چون صبح در مجلسس درس حاظر شدم درس را مي فهميدم ، کم کم جلو مي رفتم پس از چند روز به جايي رسيدم که در آن مجلس صحبت ميکردم .روزي زير منبر درس با شيخ بسيار صحبت نمودم و اشکال مي گرفتم آن روز پس از ختم درس خدمت شيخ رسيدم وي آهسته در گوش من فرمود ، کسي که(( بسم الله )) را در گوش تو خوانده است تا (( ولاضالين )) را در گوش من خوانده است . اين بگفت و رفت . من از اين قضيه بسيار تعجب کردم و فهميدم که شيخ داراي کرامت است زيرا تا آن وقت اين مطلب را به گوش کسي نرساده بودم ، شيخ خدمت امام عصر ارواحنا ال الفداء ، هم مشرف گرديده بود که تفصيل آن در دو مورد کتاب زندگاني و شخصيت شيخ مذکور است ، شيخ با آنهمه وجوهات زياد که از چهل ميليون شيعه نزد او مي آوردند مع ذلک مثل يک فقير گذران مي کردند . عراقي در دارالسلام گويد با آنکه در هر سال زياده از صد هزار تومان از وجوه به سوي او متوجه مي گرديد ، وفات کرد و درهم و ديناري جا نگذاشت و در دوران رندگي خود به حد اقل کفايت مي کرد .

اثار قلمي شيخ انصاري :

1 - رساله اي در ارث .2 - رساله اي در تقيه .3 - رساله اي در تيمم . 4 - رساله اي در خمس. 5 - رساله اي در ذکوه . 6 - کتاب الصلوه. 7 - رساله اي در تقليد. 8 - رساله اي در رضاع.9 - رساله اي در خلل.10- حاشيه بر استصحاب قوانين که در دزفول به خط شيخ موجود است . 11 - مناسک حج و اغلب مناسک موجود همان مناسک شيخ است با حاشيه هرکدام از مراجع.12 - حاشيه بر ترجمه نجاه العباده.13- حاشيه بر حاشيه بغيه الطالب مرحوم شيخ جعفر کاشف الغطاء .

14- کتاب الطهاره ، که شرحي است بر ارشاد علامه حلي . 15- کتاب رجال موجود در کتابخانه آستانه قدس رضوي در مشهد.16-رسائل يا فرائد الاصول که مشتمل بر پنج رساله است.17 -رساله اي در قائده لاضرر و لا ضرار.18-رساله اي در تحقيق مساله مشتق.19- رساله اي در قضاء عين الميت .20- رساله اي در مواسعه و مضايقه . 21-اثبات التسامح في ادله السنن . 22-رساله اي در قاعده من ملک الشيئا .23- کتاب المکاسب يا متاجر که بارها چاپ شده و از کتب معتبر شيعي است .24-اصول الفقه. 25-رساله اي در رد قائلين به آنکه اخبار قطعيه الصدورند . 26-رساله اي در قرعه .27- رساله اي در رد بعضي از عامه که در زمينه حرمت متعه ، کتابي نوشته .

ناگفته نماند که کتاب رسائل و مکاسب شيخ از کتب درسي است که بر هر يک ده ها نفر از علماء شرح يا حاشيه بر آن دارند.

شيخ در شب هجدهم جمادي الثاني ، سال 1281 هجري قمري ، در نجف اشرف بر اثر بيماري دار فاني را وداع گفت.

شاعران به مناسبت ارتحال شيخ مراثي بسيار سروده اند که هم اکنون مجموعه اين اشعار در يک مجلد در کتابخانه دانشگاه تهران موجود است . از شيخ دو دختر باقي ماند که خاندان سبط شيخ انصاري دزفول از نوادگان آن شيخ اعظم ميباشند .

از آثار خيريه اي که شيخ بر جاي گذاشته ، مسجد معروفي در نجف اشرف است ، که شيخ با وجهي که از يکي از تجار ايراني ، براي ساختن خانه وي ، در اختيارش قرار داده بود ، ساختمان اين مسجد را بنا نمود .

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آیت الله سیّد اسدالله نبوی

آیت الله سیّد اسدالله نبوی

مرحوم آیت الله آقا سیّد اسدالله آقا نبوی، فرزند ارشد مرحوم آقا سیّد عبدالحسین نبوی دزفولی، در سال 1313 هجری قمری در دزفول دیده به جهان گشودند. ایشان از جانب پدر منسوب به سادات گوشه و از طرف مادر منسوب به خاتم المجتهدین شیخ مرتضیانصاری (ره) می باشند.

مرحوم نبوی در اَوان صباوت، پدر بزرگوار خود را از دست داد و خود عملاً سرپرست خانواده شد. آثار رشد عقلی و بلوغ معنوی از همان هنگام در ایشان آشکار بود. بعد از فراگیری صرف و نحو، قسمتی از علوم منطق و اصول را در خدمت دایی بزرگوار خویش علامه آقا شیخ محمّد سبط شیخ انصاری، به کمال رسانیدند و درس خارج فقه، را در محضر آیت الله حاج شیخ محمّد رضا معزّی دزفولی، تا مقام اجتهاد تکمیل نمودند. مدّتی نیز در شهر نجف اشراف، در محضر آقا شیخ ضیاء الدّین عراقی تلمّذ کرد.

فلسفه و منطق را از محضر آقا سیّد حسین باد کوبه ای و شیخ حسین آستانه ای استفاده نمود. عنایت استاد بزرگوارش، حاج شیخ محمّد رضا معزّی در تعلیم و احترام ایشان چشمگیر بود. پس از ارتحال مرحوم آیت الله معزّی در سال 1312 هجری شمسی، ایشان بر مسند اجتهاد و مرجعیت مورد قبول عامه قرار گرفتند. در سال 1363 هجری قمری، به دستور ایشان مدرسهُ علمیه ای در دزفول بنا نهاده شد، که تا آن زمان از حیث بنا و تشکیلات و کتابخانهُ مجهّز، بی سابقه بود. گفتنی است که حوزهُ درسی مرحوم آیت الله نبوی، در دزفول از مهمّترین حوزه ها بود. گذشته از مقام علمی و اخلاقی، در ایت و استنباط ایشان در تدبّرات قرآنی فوق العاده بود.

ایشان از مراجع عظام معاصر و از افتخارات مردم خوزستان و خاندان سادات گوشه و یکی از ستارگان بر جستهُ علم و ادب، از اساتید مسلّم فلسفهُ اسلامی، فقیهی اصولی، حکیمی متکلّم و جلیل القدر و از حامیان دین و مروجین آیین بودند. ایشان علاوه بر ساخت و تجهیز حوزهُ علمیه، نسبت به احداث مساجد متعدّد در شهرهای دزفول، اندیمشک و شوش و روستاهای اطراف و توزیع نسخ قرآن مجید و مفاتیح و رساله های علمیهُ خودشان در بین مردم اهتمال فراوانی داشتند.

یکی از کارهای عام المنفعه و الباقیات الصالحات ایشان، احداث بنای عظیم بیمارستان مجهّزی در دزفول با زیر بنای 7000 متر مربع است که روزانه پاسخگوی نیازهای بیمارستانمی باشد.

آثار علمی:

1- تعلیقات بر بعضی از مباحث رسائل.

2- تعلیقیه بر شرح شمسیه.

3- رساله بر جواز بقاء بر تقلید.

4- جزولتی در مباحث الفاظ.

5- رسالهُ عملیه به نام «مناهج الحق» که چندین بار چاپ شده است.

6- رساله توضیح المسائل.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آیت الله حاج شیخ محمّد رضا معزّی

آیت الله حاج شیخ محمّد رضا معزّی، تنها اولاد ذکور مرحوم شیخ محمّد جواد بن شیخ محسن در سال 1273 هجری قمری در نجف اشراف دیده به جهان گشود. وی ایّام صباوت و تحصیلات دوران ابتدای خود را همان جا گذاراند و پس از مدّتی به دزفول آمد و در محضر عموهای خود، آقا شیخ محمّد طاهر و آقا شیخ محمّد حسن معزّی، تصحیلات خود را تکمیل نمود. گویند وی در هوش و ذکاوت و فطانت و سرعت انتقال و حاضر جوابی اعجوبهُ روزگار بود.

وی آثار عملی و غیر عملی فراوانی از خود بجای گذاشته است. شخصاً غیر از یک خانه و چند جلد کتاب چیز دیگری نداشته است، با وجود این، علاقهُ بسیاری به عمران و آبادانی داشته و همواره مردم را به این کار تشویق می نمود. مسجد کجبافان و مسجد پیرزنگی در محلّهُ مسجد و کاروان سرای واقع در بازار قدیم و حمام کرناسیان در دزفول به اهتمال ایشان بنا شده است.

تاُلیفات :

1- حاشیه بر رسائل شیخ مرتضی انصاری.

2- حاشیهُ مفصّلی بر مکاسب شیخ مرتضی انصاری.

3- کتاب جهد المقل فی اجویه المسائل (در چند جلد مشتمل بر مسائل متفرّقه در ابواب فقه از «طهارات» تا «دیات» نظیر جامع الشتات میرزای قمی.

4) رسالهُ عربی به نام کلمه التّقوی در فقه.

5) رسالهُ فارسی در فقه. این دو رساله به چاپ رسیده است.

مسافرت ها:

مرحوم آیت الله شیخ محمّد رضا معزّی، سفرهای بسیاری داشت، از جمله، سفر حج است که از راه شام به آنجا رفته است. در دمشق با مرحوم آیت الله سّید محسن عاملی ملاقات می نمایند. در سفر به عتبات عالیات با مرحوم ملاّ محمّد کاظم خراسانی و آقا سیّد محمّد کاظم یزدی ملاقات نمود ه است.
در سفر دیگری از راه شیراز به خراسان مشرّف می شوند و در بین راه خراسان، در توقفی کهد در شاه عبد العظیم داشته، علما و اعیان تهران با وی دیدار داشته اند... ایشان در اواخر عمر بابر کتشان، چند بار در فصل های تابستان به بروجرد مسافرت می کردند تا این که در تابستان سال 1352 هجری قمری در همان شهر، دار فانی را بدرود گفت و در بقعهُ شاه زاده ابوالحسن دفن گردید.

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آیت الله حاج شیخ محمد علی معزی دزفولی

آیت الله حاج شیخ محمد علی معزی دزفولی

(1389-1299 هجری قمری)

شیخ محمد معزی در پانزدهم ماه رجب سال1299 هجری قمری در دارالمؤمنین، دزفول، در خاندانی بزرگ که از سالیان دراز، نگهبانی و حراست از علوم اسلامی را عهده دار بودند، دیده به جهان گشود. ذهن وقاد، حافظه ی قوی و نیرومندش- که از اجداد طاهرینش به ایشان به ارث رسیده بود- چنان به سرعت، وی را در کسب علوم دینی و دانش های روز مساعدت ویاری نمود، که توانست در سن دوازده سالگی« منظومه ی دره» را در محضر جد بزرگوارش مرحوم شیخ محمد طاهر معزی، مرجع بزرگ آن روزگار به طرز بسیار جالبی قرائت نماید.

پدر بزرگوارش مرحوم شیخ عبدالحسین، دانشمندی همه جانبه بود. وی مجتهدی کامل در علوم و فقه اسلامی، ادیبی ماهر و خطیبی توانا بود. آن مرحوم صاحب تألیفاتی چون شرح «خطبه ی متقین» و شرح «تذکره علامه» بوده است مرحوم والدش در سال1337 هجری قمری دیده از جهان فرو بست. مرحوم شیخ محمد علی معزی مدت هشتاد و هفت سال تمام از عمر با برکت خود را به مطالعه و بحث در علوم اسلامی، با کمال جدیت بسر برد. کسانی که محضر مبارک ایشان را درک کرده اند، آگاهند که ایشان به واسطه ی برخورداری از سلامت جسمانی، میانه روی در خواب و خوراک، رعایت بهداشت، استفاده ی صحیح از وقت، کمی مراوده و مجالست، ترک مسافرت (جز در حد لزوم) ذهن وقاد، حافظه ی قوی، عشق و علاقه زاید الوصف در بحث و تحقیق، آن چنان توفیقی در تعلیم و تعلم و انتشار علم، کسب نموده بود، که از توان توصیف خارج است و چنین توفیقی در یک فرد کمتر جمع می شود. و تعجب آور نیست، که چنین شخصیتی در دنیا زاهدی وارسته به تمامی معنی کلمه باشد.

دنیا با همه ی زینت و زیورش در نظر همت عالی وی پشیزی نمی ارزید. هیچ گاه به مقام دنیوی احترام نکرده بود و در عین حال، در برابر کوچکترین طالب علمی با روی گشاده با تمام قامت بر می خواست. بررسی دوران زندگی آن مرحوم را به پنج بخش تقسیم نموده اند:

بخش اول :

این دوران مربوط به بعد از خاتمه ی تحصیلات دبستانی معمول آن زمان است. آن مرحوم مقدمات علوم عربیه و فقه و اصول و سایر معلومات مربوطه را در محضر جد بزرگوارش مرحوم آیت الله شیخ محمد طاهر و سایر بزرگان اهل فن و ادبای زبان عربی معاصر به پایان رسانید، به گونه ای که در علم صرف، نحو، لغت، معانی، بیان، منطق و کلام، تبحر کامل یافت و سرآمد اقران گردید. ایشان پس از فراغت از مقدمات، بین سنین چهارده تا شانزده سالگی از عمر خویش، با شوق و علاقه ی عجیبی به تحصیل علم فقه پرداخت، و با تلاش و جدیت تمام مدارج عالیه را در علم فقه، در محضر عموی بزرگوارش، مرحوم شیخ محمد رضا معزی به پایان رسانید.

بخش دوم :

بخش دوم زندگانی آن مرحوم، دوران تدریس، تحقیق و مطالعات ایشان است که بزرگواری از خود به یادگار بگذارد، که هر یک از آنان، خود، بعدها به مقامی والا نائل گردد.

ایشان از سنین بیست الی بیست و پنج سالگی دامنه ی مطالعات خود را در زمینه ی کتاب های فقهی توسعه داد، و در اثر ممارست، مطالعه و تحقیق در کتب قدماء و متاخرین توجه و گرایشی خاص به نحوه ی تحقیق و استنباط فقهی علمای قدیم بویژه شیخ ابوجعفر طوسی پیدا می کند و به مقامات علمی و کمال فضل و تحقیقات وسیع شیخ طوسی ( قدس سره) و دیگر علمای پیشین اعتقادی راسخ پیدا می کند، لذا در تألیفات فقهی خود، همواره طرز استدلال و انتخاب ادله و فتاوای خود را به موازات طرز استدلال و فتاوای علمای مذکور، قرار می دهد.

بخش سوم :

بخش سوم دوران بابر کت زندگانی مرحوم معزی را درون تالیف کتب وی برشمرده اند. اولین تالیف آن مرحوم، کتابی است در احکام« بقاء بر تقلید میت». ایشان حدود پنجاه سال از زندگانی خود را صرف تألیف کتاب با ارزش فقهی استدلالی« تجدید الدوارس و تحدید المدارس» نموده است. مجلدات طهارت این کتاب را، مبسوط و با حوصله ای عجیب و دقتی شایان و تحقیقاتی وسیع در أدله از آیات و اخبار مورد استناد، تألیف نموده است، که هر فقیه صاحب ذوق که از جنبه ی ادبیات عرب قوی باشد، و کتاب مزبور را مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار دهد. در ابتدای امر، خود را در مقابل دریایی بی پایان از فروعات فقهی و سرشار از نکات ادبی، خواهد یافت. هفت مجلد از کتاب، مرقوم، و پس از بررسی تجدید نظر مؤلف، در زمان حیات خود وی، چاپ و منتشر شده است، و جلد هشتم آن، که مشتمل بر هفت رساله، به این شرح است: رساله ی اول در منجرات مریض، رساله ی دوم در احکام رضاع، رساله ی سوم در میراث زوجه، و رساله ی چهارم فی خیارالزوجه بجنون الزوج، و رساله ی پنجم در ولایت بربکر در نکاح و رساله ی ششم، رساله ی مستقلی است، در احکام طلاق، و رساله ی هفتم رساله ای در تفسیر بخش مهمی از آیات متشابهات قرآن مجید است.

تألیفات دیگر مرحوم شیخ محمد علی معزی :

1. رساله ای در مقدمات نماز.

2. رساله ای در احکام خلل و قضاء فوائت نماز.

3. رساله ای در افعال نماز.

4. رساله ی مستقلی در احکام خلل و سهو.

5. رساله ای در مناسک حج، که احکام حج را با زبانی ساده و عباراتی روان به فارسی به رشته ی تألیف در آورده است و این رساله نیز به چاپ رسیده است.

6. رساله ی عملیه او به فارسی، مشتمل بر عبادات که دو بار به چاپ رسیده است.

7. مجموعه ای مشتمل، بر پاسخ های مسائل متفرقه در فقه و تفسیر و غیره.

8. حواشی بر کفایه ملا محمد کاظم خراسانی در اصول.

9. حواشی متفرقه، بر منظومه ی مرحوم حاج ملا هادی سبزواری در حکمت.

10. رساله مختصری در مسائل فقهی و طرز استدلالی، که خود او مبتکر آن است، موسوم به « مفتاح التحقیق» که آن نیز در چاپخانه دانشگاه تهران به سعی و اهتمام سید جلال الدین حسینی ارموی معروف به «محدث» در سال1338 هجری شمسی به چاپ رسیده است و کتاب های دیگری در مسائل و مقالات دیگر در موضوعات مختلف، از جمله مقاله ای در مورد کتاب معروف به «فقه الرضا» که در خصوص این کتاب مطالب مهمی برشته ی تحریر در آورده است.

11. شرح مفصل بسیار ادیبانه ای بر کتاب «مرزبان نامه» سعدالدین و راوینی. مرحوم معزی در شرح این کتاب نکات ادبی کتاب مزبور را، که یکی از مفاخر ادبی ایران است، با زبانی بسیار ساده و روان، بیان نموده است.

12. کتاب مختصر و مفیدی در معنی واژه های دشوار کتاب «فرج بعد الشده».

13. مقاله ی مفصلی در هفت صفحه به مناسبت هزاره ی شیخ ابو جعفر طوسی در تاریخ تحول فقه شیعه و ادواری که برآن گذشته، و بویژه در مورد تألیف و فتوای شیخ طوسی(ره).

بخش چهارم :

بخش چهارم دوران زندگی مرحوم آیت الله معزی، مسافرت های ایشان است. وی علاوه بر سفر به تعدادی از شهرهای ایران که گاهی نیز منجر به اقامت های بلند مدت در برخی از این قبیل شهرها(از جمله: مشهد، تهران، اهواز) می شد، در اواخر سال1332 و اوائل سال1333 هجری شمسی، سفری نیز به عتبات عالیات داشته، که این سفر زیارتی یک ماه و نیم به طول می انجامد و در آنجا با مرحوم آیت الله حکیم دیدار نموده است. در غالب این سفرها، دوستان و ارادتمندانی پیدا می کند، که به آسانی حاضر به دوری و جدایی از ایشان و بازگشت به وطن مألوف(دزفول) امکان پذیر نمی گردد. ایشان مدت دو سال در اهواز ساکن شدند و مردم شریف این شهرستان، از وجود ایشان استفاده های معنوی فراوانی بردند و همین سفر به اهواز و اقامت در آن شهر موجب شد، که قسمت عمده ی کتاب «تجدید الدوارس» به همت مردم متدین آن دیار چاپ و منتشر گردد.

بخش پنجم :

بخش پنجم بررسی دوران زندگی مرحوم آیت الله شیخ محمد علی معزی را، به منش، اخلاق و رفتار آن بزرگوار اختصاص داده اند. وی شخصیتی بسیار غنی الطبع، عالی همت، بزرگ منش با هیبتی روحانی و در عین حال نسبت به مردم، به اندازه ی شخصیت هر کس، متواضع بود، بویژه نسبت به علما و طلاب علوم دینی ارادت و تواضعی خاص داشت، در تمام مشکلات استوار و با استقامت بود. در شئون زندگی توکلی عجیب داشت، اعتقادی راسخ به وجود امام زمان(عج) داشت و در امور مهم، توسلات خاصی به امام زمان غایب(ع) داشت. به کرّات مکاشفاتی که منجر به حلً مشکل او می شد، برایش حاصل می گشت، ولی وی هرگز مایل نبود این جریان، برای احدی بازگو گردد. در وضعیت شخصی خود، حدّ اعتدال و میانه روی را کاملاً رعایت می نمود. در کمک به مستمندان و اعانت و یاری رسانیدن به مردم، چه از نظر مادّی و چه از نظر معنوی دریغ نداشت. روبهم رفته، جامع جمیع خصال و صفات مرضیّه بود. از ویژگی های دیگر آن مرحوم، خواندن و نوشتن تا حدود یک ماه قبل از ارتحال ایشان است، که بجز برای خواب و انجام فرائض ترک نمی شد. نوشتن هزاران صفحه از کتاب فقه استدلالی«تجدید الدّوارس» که تا کنون، هشت مجلّد آن چاپ و منتشر شده، به خطً خودشان، یکی از نمونه کارهای عجیب و شگفت انگیز و پر مایهُ وی، در راه نشر علم دین است. سرانجام، این مرد خدا، در سال 1391 هجری قمری مصادف با 1349 هجری شمسی، جهان فانی را و داع گفت و به جهان باقی شتافت. و در شهر دزفول به خاک سپرده شد.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آيت الله سيد مجدالدين قاضي دزفولي

آيت الله سيد مجدالدين قاضي دزفولي

( اولين امام جمعه ي دزفول(

حضرت آيت الله حاج آقا سيد مجدالدين قاضي دزفولي، عالم، عامل، فقيه کامل، مجاهد نستوده، فرزند مرحوم حجت الاسلام، آقاي سيد عبدالحسين در سال1279 هجري شمسي، در شهرستان دزفول ديده به جهان گشود. خاندان جليل ايشان همگي اهل علم و کمال بوده و جد اعلاي ايشان، مرحوم قاضي مجدالدين، از اجله ي علماي عصر خويش به شمار مي رفتند. جد مادري ايشان مرحوم آيت الله آقا سيد محمد باقر قاضي از مراجع تقليد عصر خود بودند.

اساتيد ايشان :

مرحوم قاضي دروس خود را نزد عده اي از اعاظم علما ، حضرات آيات عظام حاج آقا شيخ محمد رضا معزي، آقا سيد عبدالمهدي داعي، آقا شيخ ميرزا محمد علي معزي، آقا شيخ محمد مهدي بيگدلي تلمذ نمودند. در سال1335 هجري شمسي، رتبه ي اجتهاد و فقاهت ايشان توسط آيت الله العظمي بروجردي و آيت الله العظمي آقا سيد علي بهبهاني اعلي الله مقام ها الشريف مورد تصديق قرار گرفت.

والده ي عابده و صالحه ي وي که عقليه ي خاندان شريف قاضي محسوب مي شد، همواره ايشان را نسبت به فراگيري علوم زمان خود تشويق و ترغيب مي کرد. مرحوم قاضي، سال هاي زيادي از عمر خود را صرف تعليم و تربيت مردم متدين دارالمؤمنين_ دزفول_ نمود و طلاب بسياري از مشکوه دانش نوراني وي استضائه نمودند. ايشان در راه تدريس و تکفل مخارج طلاب زحمات و مشقات فراواني را متحمل گرديد.

عده ي کثيري از فضلاء و همچنين حوزه ي علميه مرحوم آيت الله قاضي از بارزترين مواريث علمي ايشان شمرده مي شوند. همزمان با بالا گرفتن مبارزات ملت مسلمان ايران، در دوران ملي شدن صنعت نفت، مرحوم قاضي در جريان ديدارها ي خود با مرحوم آيت الله کاشاني، مسائل و مشکلات مردم مبارز دزفول را با ايشان در ميان مي گذاشت. مرحوم قاضي در دوران زندگي خود، همواره با رزيم پهلوي، در معارضه بودند. پس از قيام 15 خرداد سال 1342، که در جريان آن مرحوم امام خميني(ره) دستگير و تبعيد شد، همراه و همپاي جمعي از علماي دزفول در، اعتراض به اين موضوع، به مدت 35 روز حوزهُ علميه و مساجد اين شهر را تعطيل کرد و عليه رژيم، بيانيه هاي افشا گرانه اي را منتشر نمود. و در طيّ سال هاي 1342 تا 1357، مرحوم قاضي در هر فرصتي که به دست آورد .

ماهيت رژيم شاه و جنايات ابر قدرت ها را براي مردم توضيح مي داد و در عين حال، به ارشاد و هدايت مردم تبليغ احکام عاليهُ شرع مقدّس اسلام مي پرداخت. پس از پيروي انقلاب، به فرمان امام خميني(ره)، نماز با شکوه جمعه را در دزفول اقامه نمودند.

در جريان جنگ تحميلي عراق عليه ايران، آن مرحوم، همواره با صلابت و استواري خاص خودشان، مردم را به پايداري و حضور فعّال در جبه هاي نبرد، و پشتيباني از مدافعان اسلام تشويق مي نمود و خود با حضور در جبهه هاي جنگ به رزمندگان اسلام قوّت قلب مي دادند.

زهد، تقوا، قناعت، شجاعت، حسن خلق، حافظهُ سرشار، توجه به فقرا و دلجويي از مستمندان را از، جمله ويژگي هاي بارز آن فقيد سعيد مي توان بر شمرد. دل ايشان گنجينهُ حفظ کل قرآن مجيد و همچنين ادعيهُ وارده اي بود که در محافل و مجالس مذهبي با نوايي حزين، روح افزاي اهل مجلس بود. سرانجام آن مرحوم، در تاريخ سيزدهم بهمن ماه يکهزار و سيصد و شصت و چهار، همزمان با دههُ مبارک فجر و در «روز روحانيت و انقلاب» در هشتاد و چهار سالگي به ديار باقي شتافت

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آیت الله محمّد کاظم بیگدلی

آیت الله محمّد کاظم بیگدلی

در سپیده دم روز عرفه سال 1286 هجری شمسی، در دارالموُمنین دزفول، بانوی مخدّره ای را درد زایمان برخاست و لحظاتی بعد، ثمرهُ زندگی این بانوی پرهیزگار، که نتیجه زندگی وی با آیت الله محمّد مهدی بیگدلی بود، قدم به عرصهُ زندگی نهاد. نام این مولود را محمّد کاظم نهادند. این مولود که در بیت رفیع مرجع خوزستان، دیده به جهان گشود، بعدها خود، عالمی بزرگوار، پرهیزکاری متّقی و فقیهی عالیقدر گردید.او در خاندانی متولّد شده بود که همه افراد آن خاندان، اهل علم و عمل و متخلّق به آداب و سجایای مرضیه و ملکات فاضله بودند. پدرش مرحوم آیت الله العظمی شیخ محمّد مهدی بیگدلی نجفی، از اجلّهُ علما عالمین و فقها و مقدّسین و یکی از پرهیزکارترین مراجع خوزستان بود. والدهُ ماجده اش صبیهُ مجتهد بزرگوار، مرحوم شیخ محمّد سبط الشیخ ایت، که خود از نوادگان شیخ اعظم، خاتم الفقها و المجتهدین انصاری (ره) بود. مادر بزرگوارش در خانواده ای اهل علم و تقوی پرورش یافته بود. مرحوم شیخ محمّد سبط الشیخ، والد مادر گرامی آقا شیخ محمّد کاظم، همان کسی است که فرمود: خدایا! قبل از سلطهُ انگلستان، مرا از دنیا ببر. و دعایش مستجاب گردید....

پدر آقا شیخ محمّد کاظم، از همان آغاز، تربیت و پرورش نورسیده را، که تنها فرزند ذکور خانواده اش بود، بر عهده گرفت...

محمّد کاظم، که حالا قدم به عرصهُ نوجوانی گذاشته بود، به پیشنهاد پدر بزرگوارش شروع به تحصیل علوم حوزوی نمود. از همان ابتدا، با ذکاوت و هوش سر شار خود، مقدّمات را نزد پدر مکرّمش فرا گرفت. بعد از اتمام مقدّمات یکی پس از دیگری به کتابهای دیگر روی می آورد. ایشان علاوه بر اتمام مقدّمات نزد پدر، در نزد دیگر علمای بزرگ منطقه، تلّمذ نمود. آقا شیخ محمّد کاظم، ادبّیات عرب را نزد فقیهه و مجتهد وقت، ادیب و دانشمند بزرگوار دزفول، مرحوم علامه آیت الله شیخ محمّد علی معزّی(1390- 1299) فرا گرفت. و مرحوم معزّی یکی از اسائید بزرگواری بود، که بعدها به وی اجازهُ اجتهاد داد. شیخ بزرگوار، بعد از فرا گرفتن ادبیّات عرب، تفسیر قرآن را نزد یکی از اساتید بزرگوار دارالموُمنین دزفول، مجتهدی وارسته و. پارسایی بزرگ، مرحوم آیت الله آسیّد عبدالمهدی داعی (قاضی)، تلمّذ نمود. ایشان در طیّ این مدّت هیچ گاه محضر درس والد معظم را ترک ننمود و از این محضر پر فیض حداکثر استفاده را برد. دروس سطح، خارج، فقه و اصول را نزد جدً بزرگوارش و والد مکرّمش و مرحوم آیت الله العظمی آقا شیخ محمّد رضا معزّی به پایان رسانید. آقا شیخ محمّد کاظم بعدها برای تکمیل دورهُ خارج فقه و اصول، دزفول را ترک گفت و راهی شهر مقدّس قم گردید. در این شهر مقدّس، در جوار حرم حضرت معصومه(س) از محضر درس مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حاثری یزدی موُسس حوزهُ علمیهُ قم، بهره مند گردید. شیخ بزرگوار، پس از رحلت آیت الله حاثری به شهر بروجرد هجرت نمودند تا از محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی قدّس سره الشریف، کسب فیض نمایند. آیت الله بروجردی در آن زمان زعامت عالقدر تشیع را عهده دار بودند. بعد از هجرت آیت الله بروجردی به قم، ایشان نیز بار دیگر، رهسپار قم گردیددند و در شهر مقد،س قم نیز از محضر این مرجع بزرگ استفاده نمودند.

آقا شیخ محمّد کاظم بیگدلی پس از این که تصیلات عالیهُ خود را در محضر آیات عظام و اساتید بزرگوار جهان تشیّع تکمیل نمودند و به مدارج عالیه نایل شدند، به دزفول مراجعت و به اقامهُ امور شرعیه قیام نمودند.

ایشان مسافرت هایی به نجف اشراف، کربلاء، سامراء، بغداد و کاظمین داشتند و همدورهُ علمای بزرگی همچون آیات عظام، امام خمینی، مرعشی نجفی، اراکی، خوئی و گلپایگانی بودند.

آقادر سال 1350 هجری قمری در سن 21 سالگی به درجهُ اجتهاد نایل شدند. والد ماجدشان آیت الله العظمی آقا شیخ محمّد مهدی بیگدلی نجفی، آیت الله العظمی آقا شیخ محمّد رضا معزّی، آیت الله العظمی حاج آقا شیخ عبدالکریم حاثری یزدی و آیت الله العظمی حاج آقا سیّد حسین بروجردی به ایشان اجازهُ اجتهاد دادند. آیت الله محمّد کاظم بیگدلی تنها فرزند ذکور آقا شیخ محمّد مهدی ابن آقا شیخ محمّد کاظم ابن نجف قلی بیک ابن ابوتراک بیک اصفهانی، پس از کسب درجهُ اجتهاد به حل مسائل و مشسکلات مردم و اقامهُ فرائض دینی همّت گماشت.

تاُلیفات مرحوم بیگدلی:

1- رسالهُ عملیّهُ الهِدایه.

2- مجمع المسائل. که در تاریخ 1350 به عنوان حاشیه ای بر عروه الوثقی تالیف شد.

3- صراط العباد. این را کتاب در سال 1370 هجری شمسی به رشتهُ تحریر در آورد.

4- مناسک حج. ایشان این کتاب را برای راهنمائی حجّاج نوشتند.

ایشان تاُلیفات خطی منتشر نشده ای نیز دارند که به شرح زیر است:

1- مسنونات الشرعیه.

2- البحث فی العلم الاجمالی. که رساله ای فقهی است.

3- حاشیه بر عروه الوثقی.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آقا شیخ منصور سبط الشیخ انصاری

آقا شیخ منصور سبط الشیخ انصاری

فرزند آقا شیخ محمد بن شیخ محمد حسن بن شیخ منصور بن شیخ محمد امین انصاری دزفولی

عالمی مو شکاف ، فقیهی مدقق و از محققین علم اصول ، ادیب متکلم که به زهد و تقوا آراسته بود . در جمادی الثانی 1307 ه. ق در دزفول متولد شد و پس از تکمیل مقدمات در سن 15 سالگی در حوزه درس جد بزرگوارش حاضر شد و چون وفات کرد نزد پدر تحصیلاتش را به پایان برد و در سن 24 سالگی به مقام عالی اجتهاد نائل آمد . ایشان در سال 1361 ه . ق به اصرار جمعی از مردم عماره عراق به آنجا تشریف برد و فضلای آنجا از محضرش بهره بردند و پس از چند سال مجدداً به دزفول بازگشت و در سال 1366 ه.ق به مشهد مقدس مشرف گردید .
ایشان یکی از مراجع عصر خویش به شمار می آمد . ایشان در مورد طاغوت زمانش خاندان پهلوی می فرمود : زیانی که به شرافت و دیانت ایرانیان این پدر و پسر وارد آوردند هیچ پادشاهی نیاورده است .شاهان قاجاریه لااقل ظواهر احکام دین را رعایت می کردند . امّا خانواده پهلوی برای خوش خدمتی به ارباب خود انگلستان آبرو و اعتبار ملت را بر باد دادند
.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

حجت الاسلام و المسلمين شيخ عباس مخبر دزفولي

زندگي نامه حجت الاسلام و المسلمين شيخ عباس مخبر دزفولي

ايشان در سال 1347 ه. ق در خانواده اي روحاني و در منتقه اي که اکثراً اهل علم بودن بدنيا آمد ، پدرش غلامعلي مخبر دزفولي از ذاکرين مخلص و جانسوز حضرت ابا عبد الله الحسين بود .

دروس مقدماتي حوزوي را نزد اساتيد حوزه علميه دزفول گزراند و بعدها به درس حضرت آيت الله عظمي معزي راه يافت و ساليان طولاني از محضر استاد عالي مقام خويش بهره جست . کتاب سيوطي ، معالم ، رياضي را نزد ايشان به اتمام رساند پس از آن به درس آيت الله نبوي راه يافت و از خرمن وجودي ايشان استفاده هاي علمي برد. مدتي در نجف در دروس آيت الله حکيم و شاهرودي شرکت نمودند .

ايشان ساليان متمادي با وعظ و خطابه مردم دزفول را با اسلام و انقلاب آشنا نمودند . در سالهاي متمادي ايام فاطميه را در بروجرد به تبليغ مي رفتند و نيز اغلب مجالس علمي که در استان برگزار مي شد از ايشان دعوت شده و منبر مي رفتند. در مجلس گراميداشت اولين شهيد درگيري هاي دزفول عليه رژيم طاغوت ايشان سخنراني کردند که پس از ان ممنوع المنبر شدند .

تا اوج در گيري انقلاب اسلامي نيز به تثبيت اهداف انقلاب اسلامي در سنگر هاي تبليغ ، تدريس ، تأليف ، امامت ، جماعت و سپس به عنوان امام جمعه موقت به خدمات خود ادامه داد . با شروع جنگ تحميلي و هدف قرار گرفتن شهر دزفول با توپ و موشک و بمب مسجد ايشان جزء معدود مساجدي بود که نماز جماعت به امامت آن بزرگوار به صورت مستمر در آن برگزار مي شد .

ايشان در مردمداري و مردم نوازي و گره گشايي از مشکلات آنها و جواب دادن به سؤالات شرعي و علمي ، ملجاء بزرگي بود. ايشان در صبح جمعه 8 فروردين 1365 ه.ش برابر با 18 رجب 1408 دار فاني را وداع گفت .

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

ملا محمد تقي ناهیدی دزفولی

ملا محمد تقي ناهیدی در سال 1260 هجري خورشيدي در دزفول متولد و در سال1332 از دنيا رفت .

او در طول حياتش با برخورداري از ذوق سرشار و خدادادي هزاران بيت شعر سرود اشعاري كه مؤيد تاريخ اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و مذهبي دزفول به شمار مي آيند.

ناهيدي با طبع آزامايي در قالبهاي گوناگون شعري و با تسلط اعجاب انگيز بر زبان و ادبيات فارسي و نيز لهجه ي شيرين و اصيل دزفولي آثاري از خود به جاي گذاشت كه علاوه بر بررسي آثار در موضوعات پيش گفته از منظر زبان شناسي آثار او در خور بررسي و قابل تاملند سهم ناهيدي در حفظ و احياي زبان فارسي و وسعت به كارگيري واژگان محلي در نوع خود كم نظير و بلكه بي نظير است .

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آیت الله حاج شیخ احمد آقا سبط شیخ انصاری

آیت الله حاج شیخ احمد آقا سبط شیخ انصاری

ایشان فرزند مرحوم آیت الله آقا شیخ منصور سبط شیخ هستند که در سال 1309 هجری شمسی، در دزفول دیده به جهان گشودند. وی ادیب زبردست، تصولی ای توانا، فقیهی نکته سنج و دارای سجایای اخلاقی بی شماری است.

علوم ادبی را نزد سلیم افندی، مفتی اهل سنت شهر العماره عراق و همچنین، مرحوم آیت الله آقا میرزا محمد علی معزی صاحب کتاب تجدید الدوارس «در دزفول فرا گرفتند. شوق به ادامه تحصیل، ایشان را بر آن داشت تا در سال 1368 از دزفول به قم بروند و در آن شهر به تحصیل سطح مشغول شوند. پس از مدتی تحصیل در حوزه علمیه قم، به رادگاه خود مراجعت نمودند و تحصیلات خود را در محضر والد بزرگوار خود ادامه دادند ایشان قبل از سن سی سالگی، موفق به دریافت اجازه اجتهاد شدند. در سال 1381 هجری قمری برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف شدند و پس از مدتی تلمذ در محضر مرحوم آیت الله شاهرودی، بار دیگر به دزفول مراجعت می نمایند. پس از چندی، به منظور درس و تدریس و تألیف، به قم مشرف می شوند. پس از فوت مرحوم والدشان، بنا به در خواست مردم دزفول، به زادگاه خود بر می گردند و مدرسه مشایخ انصاری معروف به «ایشان مشایخ» را تجدید بنا می کنند. استاد دکتر حسین چوبین شاعر گرانمایه در این خصوص، اشعار زیر سروده است:

تألیفات :

1)نمونه - در صرف (به چاپ رسیده است)

2)شرح اجرومیه - در علم نحو

3)حاشیه «حل الألغاز» ابن هشام

4)هدایا الداعین الی اعراب صحیفه سید اساجدین (ع)

5)خلاصه اقوانین _ در اص.ل (که تاکنون سه بار تجدید چاپ شده است و دو ترجمه فارسی از آن به عمل آمده است.)

6) شرح سبیکه الذّهب- در اصول (به چاپ رسیده است)

7)الوسیط بین الوجیز و البسیط- در اصول (به چاپ رسیده است)

8) تراش ریش از نظر ریش تراش- در فقه( به چاپ رسیده است)

9) شرح تبصره المتعلّمین- در فقه

10)شرح تحریر الوسیله- در فقه

11) رسالُه النیّه- در فقه(به چاپ رسیده است)

علاوه بر تاُلیفات ایشان، آثاری نیز با سعی و اهتمامشان، چاب و منتشر و در اختیار دانش پژوهان قرار گرفته است که از جمله ی آن ها دو کتاب «صلوه الجمعه» و «مصباح المجتهدین» می باشد. سرانجام این اسوه ی علم و تقوی و مظهر علم و عمل و مجسمه ی تحقیق و تألیف، و این استوانه ی عرفان و معرفت در سپیده دم روز جمعه، سیزدهم ربیع الاول1416 هجری قمری در تهران دیده از جهان فروبست. تنها یادگار ذکور ایشان حاج آقا شیخ محمود سبط الشیخ، هستند که ایشان فقیهی اصولی و عالمی تواناست و صاحب کتاب ارزشمند «کشف وجوه تازه ای از اعجاز در قرآن کریم» هستند.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

سید عبدالله داعی دزفولی

سید عبدالله داعی دزفولی

تاریخ ادبیات معاصر دزفول مشحون از نویسندگان و شاعران زبردست و در عین حال گمنامی است ، که در دوران حیاتشان مجال مطرح شدن پیدا نکرده و متاسفانه مردم عامی نیز کمتر قدر آنان را دانسته اند.

یکی از این ادبای مجهول القدر دزفول مرحو سید عبدالله بن سید محمد باقربن سید عبد اللطیف بن سید صادق بن سید متضی بن سید علی بن سید شفیع بن سید هود بن سید محمد بن سید عباس بن سید صفی الدین بن سید عبدالله بن سید محمد رشید بن سید صالح بن سید خواجه علی شاه مشهور به رود بند ، جد اعلی سادات داعی دزفول و مولف حکیم و دانشمند کتاب با ارزش ((تذکره الاخیار و مجمع الابرار)) است . وی در سال1158 در دزفول دیده به جهان گشود . طایفه ایشان را در دزفول ، رودبندی نامند زیرا که نسب ایشان به سید خواجه علی مشهور به آقا رودبند میرسد . درکتاب سلسله النسب صفویه و مجمع الاخیار ، کرامتی از سید خواجه علی (معروف به آقارودبند) راجع به بستن آب رودخانه دز در افواه مردم این شهر منقول است .

مرحوم رضاقلی خوان هدایت صاحب ((تذکره مجمع الفصحاء))با وجود اینکه سید عبدالله اعی دزفولی معاصر بوده و با مرحوم سید مکرراً ملاقات داشته ولی متاسفانه در تذکره خود (جلددوم)تنها به نوشتن اینکه داعی زفولی نامش سیدعبدالله و نودوهشت سال عمر داشته و در سنه 1256 فات یافته بسنده نموده و توضیحات بیشتری ذکر ننموده است .

استادان او:

آن گونه که مرحوم ذهیر اسلام در بیان شرح حال مرحوم داعی در مقدمه کتاب تذکره الاخیار و مجمع الابرار آورده مرحوم داعی دزفولی مدتی در اصفهان در خدمت حجت الاسلام حاج سید محمد باقر تلمذ کرده و خدمت آقا محمد بید آبادی نیز رسیده است .

احاطه علمی داعی :

در علم حکمت وکلام و طب و تصوف اطلاع داشته ودر ابیات و تاریخ نیز آثار کاملی دارد . مرحوم صدر الدین کاشف در وصف طبابتش فرموده است :

از دم عیسی وش او بی گمان می نمودی زنده جان و عظم رمیم

در علوم منقول نیز مطلع بشمار می رفته است . وی در زمان خود در دزفول عالم ذوالفنون بوده است .

اوضاع اجتماعی سیاسی دزفول در دوران حیات وی:

گویند چون مورد آذار و اذیت چند تن از مردم جاهل و بیسواد قرار گرفته بود به ناچار منزل خویش را که بین اقوام خویش ونزیک ریاضتگاه جدش شاه رودبند بود ترک گفته و در نزدیکی شهر منزلی تهیه نموده که هنوز باقی و کنار بقعه خودش با فاصله صد پا می باشد معاش وی از عایدات مزرعه ای مشهور به (دویلان)که از اراضی جنوب دزفول و از سیور غلات امیر تیمور گورکان است ، تامین می شده است . نقل کرده اند که مرحوم داعی برای تخفیف مالیات آن مزرعه با حکم دوره فتحعلی شاه مانند محمد علی میرزای دولتشاه و پسرش محمد حسین میرزای حشمت الدوله ومحشور بوده و گاهی ایشان را به مدیحه ای دلخوش ساخته و مخصوصا کتاب ((مجمع الاخیار))را به نام حشمت الدوله و بر حسب خواهش وی تالیف نموده است . وی دختر خود بی بی خانم جان را به همسری مرحوم صدرالدین کاشف در آورد و بدین ترتیب از مریدان و ارادتمندان آن مرشد کامل شد . داعی با افرادی که کاشف را تکفیر می نمودند ، محاجه میکرد و با تیغ زبان و سنان قلم قلوب، ایشان را جریحه دار میکرد .

تالیفات مرحوم داعی دزفولی

1) از مولفات وی یکی کتابی است موسوم به ((نهایه الطلب)) در علم طب که این نسخه نایاب است .

2) کتاب((تذکره الاخیار و مجمع الابرار )) که مولف این کتاب را در ذکر بقاع متبرکه دزفول در سال 1246 به رشته تحریر کشیده است . یک نسخه از این کتاب در کتابخانه ملی ایران موجود است . مرحوم سید عبدالله داعی خود درباره این کتاب چنین میگوید :

... وتالیف سعادت ردیف را به ((مجمع الاخیار و تذکره الابرار )) مسمی گردانیدم و آن را به دو فصل و یک خاتمه قرار دادم :

فصل اول

در ذکر امام زادگان عظام و صاحب کرامت های فخام از سادات عالی مقام ، ذریه طیبه ائمه انام و غیرها من العوام والخواص که همگی در محوطه بلده دزفول واقع شده اند .

فصل ثانی

در ذکر بقاع الخیر و اشخاصی چند از امامزادگان و انبیاء ، و غیر ایشان از مشایخ عظام که در خارج ولایت دزفول واقع شده اند .

خاتمه

که در ذکر بقاعی که اثار او باقی و ظاهر و آباد اما یا قدمگاه یا مقام توقف یکی از ائمه معصومین یا اولاد عظام یکی از ایشان بوده ، بهرحال احدی از ایشان در آنها مدفون نیست آنها را تمام در خاتمه قرار دادم.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

سید مصطفی فارغ دزفولی

سید مصطفی فارغ دزفولی

در سال یکهزار و سیصد و یازده هجری شمسی، در دزفول، در بیت کوچک مرحوم آیت الله حاج سید حسین فارغ دزفولی، دیده به جهان گشود.

آباء و اجداد وی :

پدرش، مرحوم حاج سید حسین فارغ، از اجله ی علمای در حد اجتهاد و خطبای بزرگ دزفول بود که از نظر معنوی؛ محبوبیتی فوق العاده در قلوب مردم این شهر داشتند. پدر مرحوم حاج سید حسین، مجتهد مسلم، مرحوم آیت الله آقا سید مهدی فارغ بودند که مدت ها از عمر شریف خود را صرف تدریس علوم حوزوی در مدرسه علمیه سادات دزفول سپری نمودند. مرحوم آقا سید مهدی فارغ تالیفاتی داشتند از جمله، کتاب « تحفه المحبین » است، که مرحوم آیت الله شیخ محمد رضا معزی (ره)، بر آن تقریظ نوشته اند. پدر ایشان، مرحوم آیت الله سید حسین فارغ (ره) بودند که هم به مقام اجتهاد نائل شده بودند و هم از طبع شعر غرائی، بویژه در حوزه مراثی، بر خوردار بودند. وی در سرودن مرثیه های حضرت سالار شهیدان، تخلص به «فارغ» داشتند و این تخلص را از آیه کریمه قرآن مجید،«فاصبح فواد ام موسی فارغا»، اقتباس کرده بودند. پدر مرحوم آقا سید حسی4ن، مرحوم آیت الله فارغ، از علمای بزرگ و مجتهدین بنام این منطقه بوده است. ایشان فرزند مرحوم آیت الله آقا سید محمد کبیر، دانشمند و متفکر بزرگ است. علمای بزرگ اصفهان منظور فراگیری درس حکمت آن بزرگوار، با قافله، از مسیر رشته کوه های زاگرس به دزفول می آمدند و ازمحضر آن شخصیت بزرگ علمی و معنوی استفاضه می نمودند. سلسه جلیله اجداد مرحوم آقا سید محمد کبیر با بیست و پنج واسطه، به باب الحوائج، حضرت موسی بن جعفر(ع) متصل می شود.

تحصیلات ایشان :

آقا سید مصطفی،در سن شش سالگی، در مکتبی که در آن زمان، تقریباً به صورت ملی اداره می شد، وارد شد. مرحوم آقا سید حسین، والد ایشان به هیچ یک از فرزندان خود اجازه ی تحصیل در مدارس رضاخانی را نمی دادند. بدین منظور، خود و جمعی از هم فکرانش، از روحانیان متعهد دزفول، مدرسه ای تأسیس؛ و آموزگاران مبرزی را برای تدریس دعوت به همکاری نمودند. مؤمنین شهر نیز، فرزندان خود را به این مکتب می فرستادند. حاج سید مصطفی، دوران ابتدائی، تا مقطع دیپلم را با شرکت در امتحانات متفرقه، سپری نمود و آن گاه دروس علوم حوزوی را در محضر مراجع عالی قدر دزفول، همچون: مرحوم آیت الله نبوی، مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد علی معزی، مرحوم آیت الله منصور سبط الشیخ انصاری تلمذ نمود. چندی نیز در قم، از محضر درس آیت الله بروجردی و آیت الله گلپایگانی، برخوردار گشت. در بعضی مواقع نیز در درس اصول مرحوم امام خمینی(ره)، شرکت می نمود.

در دوران انقلاب اسلامی، با ورود به حوزه ی مسائل سیاسی، فشارهای فراوانی را تحمل نمود، وی در دوره های دوم و سوم قانون گذاری، به مدت هشت سال، در سمت نمایندگی مردم فهیم دزفول، در مجلس شورای اسلامی، انجام وظیفه نمود.

آثار و تألیفات وی :

ایشان در طول زندگی، نوشته ها و سروده هایی داشته است که تا کنون از ایشان کتاب«آرامش بخش دل و جان در فقدان عزیزان و فرزندان»، که ترجمه و نگارش کتاب نفیس« مسکن الافؤاد، فی فقدالاحبه والاولاد» مرحوم شهید ثانی- مؤلف کتاب شرح لمعه است- به زیور چاپ آراسته شده است.

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

شهيد سيد محمد کاظم دانش

شهيد سيد محمد کاظم دانش

شهيد سيد محمد کاظم دانش در آبان ماه سال 1318 در شهرستان دزفول، در خانواده اي روحاني ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و مقدماتي را در همين شهرستان به پايان برد. وي از سال 1330 تا سال 1337 هجري شمسي در حوزه علميه شهرستان دزفول مشغول تحصيل و کسب علم بود. در سال 1337، به منظور ادامه تحصيل علوم ديني رهسپار ششهرستان مقدس قم گرديد و از يان تاريخ در جوار بارگاه ملکوتي حضرت معصومه (س) ساکن شد. وي کسب علم و دانش را تا پايان عمر رها نکرد. زندگي خود را وقف پيشبرد اهداف عاليه اسلام نمود.

در دوران تحصيل به محض اينکه فراغتي پيدا مي کرد به نقاط دوردست کشور از سرعين اردبيل تا سرخه در اطراف شوش و از قروه کردستان تا مرودشت فارس... هرجا که امکان مبارزه و تبليغ بود مي رفت. وي در دوران حکومت پهلوي همواره مورد تهديد و آزار ساواک بود. بارها تبعيد و ممنوع المنبر مي گرديد. سابقه مبارزاتي شهيد سيد محمد کاظم دانش به سال 1342 مي رسد. زماني که نوارهاي سخنراني امام خميني را به دزفول مي آورد و تکثير مي نمود. وي از سال 1342 تا سال 1357 که انقلاب اسلامي در ايران به پيروزي رسيد دست از مبارزه نکشيد.

وي در جريان مبارزات مردم منطقه دزفول، شوش، انديمشک با سخنراني در مساجد، به تشويق و ترغيب مردم مي پرداخت. بعد از پيروزي انقلاب به شوش عزيمت نمود و مسئوليت کميته انقلاب و همچنين امامت جمعه اين شهرستان را بر عهده گرفت. سر انجام در ارديبهشت سال 1359 از طرف مردم شهرهاي شوش انديمشک و هفتپه به نمايندگي شوراي اسلامي انتخاب گرديد و راهي مجلس شد.

آثار و تأليفات شهيد دانش:

شهيد دانش به مردم عشق مي ورزيد و به نقش و ارتباط با آنان اهميت به بسيار قائل مي شد، چه ارتباط مستقيم از طريق نويسندگي ... وي مقاله و داستان مي نوشت. وي سلسه مقالاتي در مجله مکتب اسلام بود. اولين تجربه وي در نويسندگي کتاب سيماي فداکاران در دوجلد و همچنين کتاب «غازهاي مهاجر» را که داستاني براي کودکان بود به رشته تحرير در آورد.

شهيد دانش، به منظور تحقيق در احوال مسلمانان به کشورهاي عربي- اسلامي:

مصر، کويت، سوريه و عربستان سفر نمود. وي استعدادي سرشار داشت و بسيار ساده و بي پيرايه مي زيست و با مردم به مهرباني رفتار مي نمود از اين جهت بسيار مورد احترام مردم بويژه جوانان بود. خوش خلقي، شيرين گفتاري، برخورد همراه با لبخند و تواضع او از عوامل مهمي بود، که هر فرد آشنا و بيگانه را به خود جلب مي کرد. صداقت، حٌسن نيت و صفاي باطن او باعث جلب دوستان و همفکران زيادي براي ايشان شده بود.

شهيد دانش، در هفتم تير ماه 1360 در جريان بمب گذاري منافقين در تالار حزب جمهوري اسلامي همراه 72 تن از بهترين فرزندان اسلام و بندگان مخلص خدا به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

حجت الاسلام حاج شیخ محمد جواد تدین نژاد

حجت الاسلام حاج شیخ محمد جواد تدین نژاد

ایشان در سال1280 هجری شمسی، در دارالمؤمنین؛ دزفول دیده به جهان گشود. والد بزرگوارش مرحوم، ملا یعقوب، که خود از مشاهیر بنام دزفول واهل منبر بود، وی را از همان اوان جوانی تحت تربیت خویش قرار داد و از ایشان درخواست نمود، که به منظور ادامه ی تحصیل، راهی عتبات عالیات گردد.

آن مرحوم، پس از مدتی تحصیل در دارالعلم نجف اشرف، به دزفول مراجعت نمود. ادامه ی تحصیلات خود را تحت نظر اساتید بزرگواری همچون: مرحوم ملاحسنقلی شیشه گر، مرحوم آقا شیخ میرزا انصاری، مرحوم آیت الله آقا شیخ عبدالحسین بهاءالدینی و مرحوم آیت الله شیخ محمد علی معزی ادامه داد.

ایشان به علوم مختلف حوزوی، از جمله: صرف، نحو، معانی، بیان، فلسفه، منطقه، حکمت و نجوم آشنایی کاملی داشت. در سرودن اشعار به زبان فارسی و عربی مسلط بود. و غالب اشعارش در مدح و منقبت و مراثی اهل بیت (ع) بود. کتاب«جامع المطالب» از نمونه آثار ایشان است. متأسفانه غالب اشعار آن مرحوم و کتاب های نفیس ایشان، در جریان جنگ تحمیلی و در اثر پرتاب موشک، از بین رفت. مرحوم تدین نژاد، علاوه بر مراتب و درجات ممتاز علمی در دزفول، در صفای باطن و تهذیب نفس و کسب مکارم اخلاق نمونه و زبانزد بود. آن مرحوم در سال1369 هجری شمسی بعد از89 سال عمر با برکت دیده از جهان فروبست. به عنوان نمونه، ابیاتی از ایشان در مدح حضرت امام زمان(عج)، بیان می شود:

آیت الله محمّد حسین امامی فر(آقامیری)

در سال 1317 هجری شمسی، در دزفول قدم به عرصهُ گیتی نهاد. پدرش، حجت الاسلام حاج سید علی امامی فر و مادر فاضله اش، بی بی فاطمهُ بیگدلی بنت مرحوم آیت الله آقای شیخ مهدی بیگدلی، هر دو از خاندان های اهل علم در دزفول هستند.

اساتید ایشان:

صرف و نحو و منطق و معانی و بیان را نزد اساتید فن بویژه ادیب بزرگوار حاج آقا مهدی بیگدلی فرا گرفت. وی سپس به قصد ادامهُ تحصیل در نجف اشرف از دزفول خارج شد اّما با اصرار برخی از علما و موُمنین اهواز، در آن شهر اقامت گزید. در شهر اهواز از محضر علمای بزرگی همچون فقیه عالیقدر مرحوم حاج سید علی بهبهانی، عارف وارسته مرحوم شیخ ابوالحسن انصاری و جامع کمالات مرحوم شیخ محمّد علی معزّی دزفولی، سطوح متوسط و عالی فقه و کلام و حکمت را به پایان رسانید و این توفیق را یافت، تا درس خارج فقه و اصول را در محضر مرحوم آیت الله بهبهانی و آیت الله مروّج تلمّذ نماید. در فرصت مناسبی که نصیب وی گردید، توانست در شهر قم به طور متناوب از محضر درس خارج فقه بزرگانی، همچون مرحوم آیت الله گلپایگانی، آیت الله هاشم آملی، مرحوم آیت الله نجفی مرعشی و.... استفاده نماید. ایشان چندین دوره کتاب های مقدّمات، سیوطی، الفیه، منطق، مطوّل، شرح باب حادی عشر، شرح تجوید بدایه الحکمه ، معالم الاصول ، اصول فقه ، شرایع ، شرح لمعه ، رسائل ، مکاسب و کفایه را به بسیاری از طلاب که هم اکنون در برخی از شهرهای خوزشستان مشغول به اقامه جماعت و اهل منبرند ، تدریس نماید .

مسافرت ها :

وی سفرهایی علمی ، به برخی از کشورهای اسلامی از جمله مصر ، اردن ، شام و عربستان داشته است . و در حال حاضر در مسجد جامع اهواز به اقامه ی جماعت و تدریس فقه و اصول اشتغال دارد .

تألیفات چاپ شده :

1- درسی از طبیعت یا راهی بسوی خدا

2- خلاصه مغنی اللبیب

3- صرف امامی

4- سفری به خانه ی خدا

تألیفات چاپ نشده :

اخلاق العارفین 2)تفسیر سورهُ اقمان 3) قواعد الصرف 4) شرح دعای ندبه 5) شرح دعای مکارم الاخلاق 6) شرح و ترجمهُ تصریف 7) شرح و ترجمهُ اجرومیه 8) شرح و ترجمهُ عوامل 9) شرح و ترجمهُ صمدیه 10) شرح و ترکیب الفیهُ ابن مالک 11) شرح و ترجمهُ سیوطی 12) آثار قلمی دیگر ناتمام.

مشایخ اجازه:

ایشان از بزرگانی همچون امام خمینی، آیت الله خوئی، آیت الله گلپایگانی، آیت الله نجفی مرعشی، آیت الله اراکی، آیت الله حکیم و ... اجازه اجتهاد دارد.

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

شیخ مصطفی عاملی

شیخ مصطفی عاملی (1380-1300)

شهر تاریخی و مذهبی دزفول از قدیم الایام مأمنی مطمئن برای عالمانی فرهیخته و عارفانی برجسته چون مرحوم کاشف دزفولی و شیخ مرتضی انصاری و ... بوده که در طول چندین سده، موجب افتخار این دیار گشته اند. از خیل ستارگانی که در آسمان این شهر درخشیده اند، شجره طیبه ای شیخ الاسلام، دانشمند مشهور اهد صفویه، شیخ بهائی (ره) است که مستاق آیه شریفه کَشَجَرَه طَیِبَه اَصلٌهاثابِت وَ فَرعٌهافِی السماء توتی اکلها حین باذن ربها (ابراهیم /24) می باشند. از جمله نوادگان این شجره طیبه مرحوم آیت الله حاج شیخ مصطفی عاملی ملقب به شیخ الاسلام است. ایشان در سال 1300 هجری شمسی در شهر دارالمؤمنین دزفول دیده به جهان گشود.

اساتید مرحوم عاملی:

وی در سال 1316 پس از فراگیری دروس مقدماتی و سطح نزد پدر مجتهد خود مرحوم آیت الله آقا شیخ عبدالمنعم و دیگر علمای دزفول وارد حوزه علمیه قم گردید. دروس خارج فقه و اصول را نزد آیات عظام سید محمد تقی خوانساری، سید محمد حجت کوه کمری، مرحوم شاه آبادی، سید محمد رضا گلپایگانی و سید شهاب الدین مرعشی نجفی و نیز درس حکمت و فلسفه و اخلاق را نزد امام خمینی (ره) و تفسیر را نزد مرحوم شیخ محمد تقی اشراقی فراگرفت.

مباحثات علمی:

مرحوم عاملی در دوران تحصیل خود با شخصیت های علمی و دینی برجسته ای چون مرحوم طالقانی، استاد شهید مطهری، آیت الله بهجت مباحثات علمی داشته و همیشه از این سه چهره به بزرگی یاد می کرد و می فرمود: مرحوم طالقانی به جهت روحیه ظلم ستیزی اش حتی از ظلم بر حیوانات نیز بر افروخته می شد، چرا که برای آن مرحوم شخص و مکان و زمان ظلم، تفاوتی نداشت بلکه ظلم گستری و خود محوری را از جانب هر کسی نفی می کرد.

مرحوم عاملی در سفری که به اتبات عالیات داشت مورد توجه مرحوم آیت الله ابولقاسم خوئی قرار گرفت و مرحوم خوئی از ایشان خواست که در نجف اشرف اقامت گزیند، که این کار برای مرحوم عاملی میسر نشد. از آنجا که دارای ذهن نقادانه ای بود در مجلس درس فلسفه حضرت امام خمینی (ره) به جهت سئوالات مختلف و متعددی که پیرامون درس می نمودند، امام خطاب به ایشان فرمود: آثا شیخ! تمام وقت درس مختص شما نیست و ایشان در جواب این جمله را به کار بردند:بنده دهها فرسخ راه را از دزفول برای فهمیدن نظرات ارسطو و ملاصدرا اینجا نیامده ام، بلکه برای گرفتن پاسخ و نقد، رنج سفر را بر خود تحمل کرده ام. آنگونه که مرحوم عاملی نقل کرده امد، «بعد از این قضیه امام همان روز مرحوم آقا سید مصطفی را به جهت دلجوئی نزد من فرستاد و ناهار را دعوت حضرت امام بودیم و بعد از این ماجرا چندین سال متمادی، در درس خصوصی فلسفه و اخلاق ایشان شرکت می کردم.» مرحوم عاملی پس از اجازه اجتهاد و احراز از مراتب عالی علوم اسلامی، در سال 1325 بنا به درخواست والد مکرمش به دیار خویش مراجعت نمود.

آثار علمی

حدود 50 اثر در زمینه تفسیر، علم کلام، علم طب و رساله مستقلی در مورد کیفیت ازدواج فرزندان پسر و دختر حضرت آدم (ع) دارند. (توضیح اینکه این رساله در رد نظریه عده ای از مفسران است که گمان کرده اند فرزندان پسر و دختر حضرت آدم (ع) با هم ازدواج کرده اند!). و نیز رساله عملیه ایشان که به جهت عدم تمکن مالی و احتیاطی که در استفاده از وجوهات شرعیه داشتند، هرگز چاپ نشد و این در حالی بود که در کرم و سخاوت نمونه و زبانزد خاص و عام بود. ایشان مؤسسه خیریه چهارده معصوم (ع) و دارالاتیام را تأسیس و جمعیت کثیری از خانواده های بی بضاعت را زیر پوشش خود قرار داد، اما خود هرگز از این مؤسسه بهره ای نبرد.

دیدگاه های علمی _ تاریخی آیت الله:

مرحوم آیت الله عاملی از دوران جوانی زاهد مسلک و خدا ترس بودند. ایشان گذشته از استخاره به قرآن مجید، از دیوان حافظ نیز تفأل می گرفتند. طبق تحقیقات ایشان، اشعار نامناسبی را که به بعضی از شاعران بلند پایه ادب فارسی، از جمله حکیم عمر خیام داده اند، رد می نمود و می فرمود: غیر از عمر خیام، شاعر و ریاضیدان شخص دیگری نیز به همین نام خام وجود داشته، که آن اشعار نامناسب و غیر دینی و هجویات مربوط به ان شخص، با این نام می باشد. به جرأت می توان گفت ذهن جستجو گر مرحوم عاملی گنجینه ای پر از نظریات بدیع و بکر فقهی (همچون جواز مجسمه سازی و حرمت قمه زنی و ...)، تفسیری و تاریخی و تاریخی بود. ایشان واقعه سوزاندن در خانه حضرت فاطمه زهراء (س)را می پذرفت، ولی سیلی زدن به حضرت زهرا را رد می کرد و می فرمود محال است که خداوند متعال اجازه فرماید دست نامحرم به صورت حضرت فاطمه زهراء برسد. او همیشه افسوس می خورد که گنج واقعی همان «قرآن» است که فراموش شده و در مقابل، بحث های اصول (اصولی فقه) متورم شده است. مطلبی که همه را شگفت زده می کرد، احاطه و اشراف ایشان در امور تاریخی بویژه تاریخ ایران زمین و تاریخ باستانی کشورمان بود. مرحوم عاملی بعضی از حقایق تاریخی را که مطرح می نمود دارای نکات بدیع و تازه ای بود که کمتر در کتابهای فعلی دیده می شوند. وی از پیامبر ایرانی دین زرتشت و کتاب بزرگ آسمانی آن به نیکی و احترام یاد می کرد و بابت رفتن این کتاب مقدس در جنگ معروف قادسیه، افسوس می خورد و اعتقاد داشت که قبر زرتشت پیامبر در زیارتگاه متبرکه دانیال نبی (ع) در شوش، دو «سلام» می دادند. عرفتن توأم با عمل این عارف حقیقی، الگئی مناسبی برای رهروان سیر و سلوک حق بود. پیوسته شکر گذار بودند و توکل به حضرت حق داشتند. مرحوم عاملی بعد از هشتاد سال مجاهدت و ترک دنیا و پارسائی، سرانجام در چهارم بهمن ماه سال 1380 هجری شمسی با ذکر «یا علی» روحش به ملکوت اعلی پیوست.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

کاشف دزفولی

کاشف دزفولی

(1258-1174 هجری قمری)

مرحوم سید محمد کاشف دزفولی ملقب به سید صدر الدین که از قطاب سلسله ذهبیه ، خلف صدق مرحوم حجه الاسلام سید محمد باقر دزفولی از اعاظم واکابر سادات گوشه دزفول است . مرحوم کاشف همانگونه که خود در رساله ((مرآت الغیب)) نقل میکند ، تاریخ تولد خویش را در شب یکشنبه 18 ماه صفر 1174 هجری قمری ذکر نموده است .

گویند مرحوم کاشف از همان اوان طفولیت دارای هوش و ذکاوتی فطری و روحی ملکوتی بود تا جایی که از استادان و علمای بزرگ عصر خویش حد اکثر استفاده را نمود و توانست در سن 21 سالگی به درجه اجتهاد دست یابد .

از اوان دوره نوجوانی یک ذوق و عشق درونی در نهاد خود احساس میکرد که گاه در خلال تحصیل روزها را به تدبر و تفکر سپری میکرد همیشه با خود می اندیشید که از این آمد و شدن مقصود چیست و نظر آفریدگار در خصوص خلقت انسان چه بوده وچرا انسان اشرف مخلوقات شده است ... بدین گونه پی به وظیفه باطنی خود برده و به تذکیه نفس و طی مراحل معنوی و سیر روحی مبادرت می ورزد ... اکثر اوقات در طول سال علاوه بر ماههای رجب و شعبان و رمضان و روزهای پنجشنبه هر هفته ، چندین اربعین را در طول سال روزه دار بود و غذای خود را میان فقرا و نیازمندان تقسیم میکرد ... روزها را به گوشه ای از بیابان و یا کناره های رودخانه دز ، به دور از مردم به حق میپرداخت و ضمن مطالعه دروس خود به ریاضت واذکار واوراد و تلاوت قرآن مشغول بود ... و سر انجام با مرحوم آقا محمد بید آبادی اصفهانی از عرفای بزرگ آشنا میشود که منجر به انقلابی در روح وضمیر خود میشود . گرچه بین این دو مرید و مراد ملاقات ظاهری صورت نمی گیرد ، ولی مکاتبات زیادی بین این دو صورت میگیرد که مجموعه این مکاتبات در کتابچه ای جمع آوری و موجود است . مرحوم کاشف پس از دستگیری مرحوم بید آبادی ، مقامات معنوی و اطوار سبعه را دراندک زمانی طی میکند و بدینگونه پای در جرگه عرفان میگذارد .

او به عرفان و سیر وسلوک متمایل بود ولی مرحوم والدش چون از علماءظاهر بود نمیخواست که فرزندش در آن طریق سیر نماید و او را منع مینمود ، و به حوزه درس و مسجد راهبری میفرمود .

لذا کاشف بجای بجای پیروی از نصایح وفرمایشات پدر و دیگر ناصحان به بطالعه بیشتر پرداخت و کتب عرفاء و اشعار اولیا را میخواند . و سر انجام در سن 26 سالگی یعنی در سال1201 هجری قمری برای آنکه آثارش جاودانه گردد ، به پیروی از بزرگان طریقت همچون سعدی ، حافظ ، شاه نعمت الله ولی ، شاه قاسم انوار ، شیخ فخرالدین عراقی و آخوند ملامحسن فیض تخلص (کاشف) را برای خود برگزید .

مسافرت های کاشف

مرحوم کاشف ، این عارف بزرگوار و دانش پژوه آنگونه که خود میگوید در شهر خود دزفول خریداری برای کالای پربهای خود نمی یافت .

لذا ، برای استفاده از استفاضه و اندیشه زیارت مراقد مطهر ائمه علیهم السلام و سایر اماکن متبرکه سفر های زیادی به اکثر شهر های ایران و اعتاب مقدسه نموده و در هر شهری مدتی اقامت گزیده است .

در هر شهر علما و اهل دل به خدمت ایشان مشرف میشدند و از وی کسب فیض مینمودند . کاشف در خلال این مسافرتها و اقامتهای طولانی در شهرهای مختلف ، گاه دزفول را به خاطر می آورد و از یاران پیشین خود در این شهر یاد میکرد :

در این دیر خراباتی که میگویند دزفول است بتی دارم که از حسنش زند صد طعنه خوبان را

رخش چون شمع تابانی، شب افروز من بیدل که می سوزد چه پروانه ز سر تا پا دل و جان را

و باز کاشف درباره دزفول و آب و هوای آن چنین می سراید :

نسیم آباد او دارد هوای روضه جنه غنیمت دان بروآنجاکه خوش جاییست دلهارا

صفای آب شیرینش زند صد طعنه برکوثر عیان از وی توان دیدن یدبیضای موسی را

لب شیرین دلداری که می بینم زخوبانش شکر داده است پنداری سمرقند و بخارا را

قدش چون سروموزونی بحداعتدال آمد به حد او به رعنایی ندیدم هیچ بالا را

آثار و تالیفات مرحوم کاشف دزفولی

تالیفات و آثار کاشف را از نظم گرفته تا نثر بالغ بر یکصد جلد برآورد کرده اند که در اغلب شهرهای ایران از جمله تهران ، نهاوند ، کرمانشاه ، دزفول ، شوشتر و ... موجود است و این به ذلیل مسافرتها و اقامت کاشف در این شهرهاست.

بهرحال عمده آثار کاشف به چهار دسته زیر تقسیم میشوند :

1) عرفان، سیر وسلوک ،تذکیه نفس و تهذیب اخلاق .

2) دیوان اشعار. حاوی مثنویات غزلیات ، قصاید و رباعیات .

3) کتبی در زمینه های درسی شامل فقه واصول ، منطق، تفسیر و ...

4) کتب ختومات وادعیه .

مرحوم کاشف پس از 84 سال زندگی در نهایت حقانیت و تقوی و اشاعه فیض ، سرانجام در ماه شعبان 1258 هجری قمری روح پر فتوحش به خلوت سرای آشیان قدس پرواز کرد . جنازه آن بزرگوار به کربلا حمل و در مقبره مرحوم سید کاظم رشتی به خاک سپرده شد .

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

ضیائی دزفولی

ضیائی دزفولی

مرحوم حجت الاسلام حاج مولی محمد رشید، متخلص به « ضیائی» فرزند مرحوم حاجی بابا در سال1247 در دزفول پا به عرصه وجود گذاشت. تحصیلات اولیه خود را در دزفول به پایان رسانید، وی در دوران حیات خود از محضر مرحوم حجت الاسلام آقای آقا سید حسین بزرگ فرزند مرحوم آقا سید عبدالکریم موسوی از سادات محترم گوشه استفاده نمود. ضیائی پس از آن در نجف اشرف از محضر درس خاتم الفقهاء و المجتهدین آیت اللهحاج شیخ مرتضی انصاری دزفولی برخوردار گشت. مرحوم ضیائی پس از ارتحال شیخ مرتضی انصاری رهسپار سامراء شد. در آنجا در خدمت آیت الله میرزا محمد حسن شیرازی به تکمیل علوم دینی پرداخت. مرحوم ضیائی از هر دو معلم بزرگوار خود اجازه اجتهاد داشته است. وی سپس به نجف اشرف مراجعت نمود و در آنجا از محضر درس مرحوم آقا سید مرتضی کشمیری برخوردار گشت. آن گاه به دارالمؤمنین دزفول مراجعت نموده و حوزه درسی خود را دایر نمودند.

وی عالمی مطلع در علوم دینی و تاریخ و ادبیات فارسی و عربی، مجتهدی متقی پرهیزگار، واعظی مبرز و دانشمند و شاعری بزرگ با طبعی غرا و معلوماتی جامع بود، ولی هیچ وقت خود را شاعر ندانسته و آن را رتبه و مقداری برای خود نمی شمارد، چنانکه خود می گوید:

نبود شاعریم رتبه و مقدار، که تا سازدش بیخردی مایه سر کوفتنم

نه مرا سالفه از بیژن و گرگین در نظم نه سخن ران گه و بیگاه زگیو و پشنم

گر چه در دوران ضیائی شاعران دیگری نیز بوده اند ولی هیچ کدام شهرت مرحوم ضیائی را بدست نیاورده اند. گویند که این شهرت شاعری ضیائی حتّی در زمان حیات وی نیز وجود داشته است. چنانکه هر کس لااقل یکصد قصیده از ضیائی را می خواند ارادتی به ایشان و شعرش پیدا می کرد.

اشعار مرحوم ضیائی غالباً قصیده و مدح ائمهُ اطهار(ع) است و خود این مدیحه سرائی آل رسول(ص) را سبب نجات خود می داند:

غرضم خدمتی و دست آویزی است که نجاتی دهد، از لغزش و انداختنم

از این شاعر و مداح اهل بیت(ع) تنها قسمتی از دیوان شعر وی تحت عنوان زهرائیه به جای مانده، که یک بار در سال 1330 قمری در بمبئی هندوستان به چاپ رسید و بار دیگر در سال 1323 شمسی در تهران به نام کلیّات دیوان ضیائی چاپ گردید. این دیوان یا بخش زهرائیه دیوان که بجای مانده است به همّت انتشارات عالمشاه (در دزفول) در اربعین حسینی 1402 هجری قمری بار دیگر تجدید چاپ شد. شاعر خود درباره وجه تسمیهُ زهرائیه چنین می گوید:

نام این مجموعه زهرائیه آمدزین سبب اوّل و آخر به نام زهراستی

زهد و تقوای ضیائی:

درباره ی خصوصیات روحی و زهد و تقوای ضیائی نکاتی را نقل کرده اند که به ذکر یکی از این نکات بسنده می شود:

گویند مرحوم ضیائی هیچ وقت از آب «قنات قمش اصلان آباد» که درآمد چهار نخود آن وقف روشنائی قبر امیر المؤمنین حضرت علی بن ابیطالب (ع) است، جهت وضو و غیره استفاده نمی نمودند. از ایشان علت را پرسیدند و ایشان اظهارداشتند: شاید در میان مالکین صغیری باشد و او راضی نباشد حقش پایمال بشود. به هر حال مرحوم ضیائی پس از مدتی توقف در دزفول چند صباحی در خرم آباد و بروجرد به تدریس اشتغال داشت و بعد به نجف اشرف رفت و در پایان عمر دوباره به دزفول بازگشت و سرانجام در سال1333 پس از85 سال زندگی بدرود حیات گفت و در مقبره ی استادش آقا سید حسین گوشه، در نزدیکی مسجد لب خندق به خاک سپرده شد. بعدها چون مقبره ی فوق الذکر در مسیر خیابان شمالی شهر واقع و ویران شده بود؛ توسط اهالی خیراندیش دزفول پس از مدتها پیکر مرحوم آقا سید حسین گوشه و شاگردش، مرحوم ضیائی و نوه اش مرحوم شریعتمدار آقا سید محمود شریعتی، که عالمی فاضل و زاهدی بی نظیر بود به مسجد ملا حاجی انتقال و دفن گردید. وی مورد احترام اهالی متدین دزفول اند.

آن گونه که از پیش گفتار دیوان ضیائی به قلم دکتر گوشه گیر بر می آید، مرحوم ضیائی در ایام حیات و در شهر خود گرفتار آلام روحی زیاد بوده و این تألمات به حدی در او تأثیر داشته که در تمام قصاید خود، به کنایه از آن ها یاد کرده و نالیده است. مرحوم ضیائی در قصیده ای در موعظه و شکایت از زمانه چیز می سراید. آن گونه که از پیش گفتار دیوان ضیائی به قلم دکتر گوشه گیر بر می آید، مرحوم ضیائی در ایام حیات و در شهر خود گرفتار آلام روحی زیاد بوده و این تألمات به حدی در او تأثیر داشته که در تمام قصاید خود، به کنایه از آن ها یاد کرده و نالیده است. مرحوم ضیائی در قصیده ای در موعظه و شکایت از زمانه چیز می سراید.

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

آیت الله حاج شیخ علی سبط شیخ انصاری

آیت الله حاج شیخ علی سبط شیخ انصاری

آقا شیخ علی در سال1343 هجری قمری، در دزفول دیده به جهان گشود والد بزرگوار ایشان، مرحوم آیت الله حاج شیخ منصور سبط شیخ، فرزند مرحوم آیت الله آقا شیخ محمد سبط اکبر شیخ انصاری است. ایشان در ادبیات قوی پنجه، در فقه و اصول زبردست و بحاث، در طب قدیم و شناختش داروهای گیاهی نیز، ید طولایی دارند. علاوه بر این، اشعار ایشان بسیار پر محتوی و موزون است.

تحصیلات و اساتید ایشان :

مقدمات را نزد فضلای دزفول و قسمتی از سطح را در همین شهر و نزد پدر بزرگوارشان، آیت الله العظمی، آقا شیخ منصور سبط الشیخ فرا گرفتند. سپس برای تکمیل تحصیلات دروس، در سال1361 هجری قمری راهی نجف اشرف شد. در نجف، از محضر درس مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبی لنکرانی(ره) برخوردار گردید. پس از پنج سال اقامت در جوار مولای خود امیر مؤمنان به دیار خود دزفول مراجعت نمودند و در درس والد خود شرکت نمودند تا این که در سال 1370 هجری قمری یعنی در سن27 سالگی در درجه ی اجتهاد نائل شدند. بار دیگر برای ادامه ی تحصیلات، از دزفول خارج شدند و به شهر مقدس قم مشرف گردید و تا زمان حیات مرحوم آیت الله بروجردی از محضر درس، ایشان بهره مند گردید. در سال1392 هجری قمری، پس از ارتحال والدشان بنا به تقاضای همشهریان خود به دزفول مراجعت نمودند تا به رسیدگی به امور مردم اهتمام می ورزند. در سال1356 هجری شمسی مقارن با انقلاب اسلامی ملت ایران، در مرقد مطهر حضرت سبزقبا، سخنرانی شدید اااحنی علیه حکومت شاه، ایراد می کند که منجر به دستگیری ایشان می شود. آقا حاج شیخ علی، پس از آزادی به مشهد مقدس، مشرف می شوند تا اینکه در سال1357 هجری شمسی، مردم دزفول بار دیگر ایشان را با شوری زاید الوصف به دزفول می آورند.

تألیفات :

1) منظومه ی تصریف.

2) تهذیب الالفیه.

3) تهذیب تهذیب المنطق....

4) تهذیب الاوصول( به چاپ رسیده است).

5) حاشیه بر عروه الوثقی( به چاپ رسیده است).

6) ادله ی مستحدثات.

7) رساله ی منجزات مریض.

8) مسائل مستحدثه و احکام حج(به چاپ رسیده است).

9) حواشی بر رسائل و المکاسب و کفایه.

10) حواشی بر کتب طب قدیم.

 

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

شیخ عبدالحسین عاملی شیخ الاسلامی دزفولی (بهاءالدینی(

شیخ عبدالحسین عاملی شیخ الاسلامی دزفولی (بهاءالدینی(

سالها پیش خاندانی علمی و روحانی به دزفول مهاجرت نمودند و در این دیار رحل اقامت افکندند که در اثر وجود افراد بر جسته این خاندان رشته تعلیم و تربیت دینی و الهی و اخلاق فاضله انسانی دین مبین اسلام و مذهب پاک تشیع در این شهر مستقر شد.

خانواده شیخ الاسلام دزفول یا خانواده عاملی که رشته و دودمان نسب ایشان به دانشمند یگانه و علامه شهید، وحید روزگار، مایه افتخار و مجدد مذهب شیعه امامیه در قرن یازدهم، جامع علوم عقلی و نقلی شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی (قدس سره الشریف) معاصر شاه عباس صفوی می رسد.

این خانواده جلیل پرچم دانش و معرفت را به دوش و چراغ هدایت بدست گرفته از دوران قدیم مردم این دیار را به شاهراه مستقیم فرقه ناجیه و طریقه حقه امامیه رهبری کرده اند و صاحب کشف و کرامت و مقامات معنوی بوده اند و به گواهی دانشمندان معروف دزفول مانند مرحوم ظهیر السلام و مرحوم ثقه الاسلام محدث جلیل حاج آقا سید حسین فارغ افزون بر هفتصد سال است که علم و دانش و اجتهاد در این خاندان بر قرار است.

مرحوم آقا شیخ عبدالحسین در خانواده دانش و تقوی پرورش یافت. او نزد پدر بزرگوار خویش مرحوم آقا شیخ ابولقاسم شیخ الاسلام تحصیلات ابتدائی، علوم دینی و عربی را گذراند. آنگاه در زمان ناصر الدین شاه، همراه والد خود، به تهران رفت. پس از ارتحال پدر به منظور تکمیل تحصیلات به نجف اشرف و عتبات عالیات مشرف شد. او با جدیت بسیار نزد اساتید و علمای بزرگ آن روز، سطوح و خارج فقه و اصول را به پایان برد و در اندک زمانی به مقام عالی فقاهت و اجتهاد و تفسیر و حدیث و ادبیات و علم الرجال و عرفان بهره کافی یافت و در سیر و سلوک و زهد و تقوی به مقام عالی نایل گردید.

مرحوم شیخ مصطفی عاملی به نقل از مرحوم والد خویش آقا شیخ عبدالمنعم عاملی، برادر کوچکتر مرحوم آقا شیخ الاسلامی، در شرح حال وی نقل می کند که: مرحوم اخوی بزرگ (آقا شیخ عبدالحسین)، چنان بود که هر اندازه فقر و تنگدستی بر ایشان روی می آورد و یا سایر مشکلات، شوق تحصیل و کوشش در راه علم و عبادت ایشان بیشتر می گردید. گویا مفاد شعر خواجه حافظ شیرازی را به کار بسته بود که:

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیایی هستی قارون کند گدارا

آری مردان خدا و مردان بزرگ عالم چنین بوده اند و گویا پیروی از نیای بزرگوار خود، مرحوم شیخ بهائی (علیه الرحمه) نموده که فرموده:

مرحوم شیخ پس از چند سال به موطن اصلی خود دزفول مراجعت نمود و به تدریس علوم دینی و ارشاد و هدایت مردم این سامان پرداخت. وی در سال 1353 هجری قمری در دزفول داعی حق را لبیک گفت و در مقبره خانوادگی مشایخ شیخ الاسلامی واقع در جنب مقبره محمد بن بن جعفر (ع) گردید.

مرحوم آیت الله علاوه بر اینکه مجتهد و فقیهی عالیمتام بود، دارای طبع و ذوقی سرشار ادبی و شعری نیز بوده است. اشعاری به عربی و فارسی دارد.اشعاری بر وزن مثنوی بحر رمل در نصایح و مراثی سروده که هنوز اهل منبر این اشعار را می خوانند و مجموع این اشعار در دیوانی به نام «دیوان بهاء الدینی» گرد آوری شده است. مرحوم شیخ عبدالحسین عاملی الاسلامی آثار و تألیفات دیگری به شرح زیر دارد که متأسفانه تا کنون به چاپ نرسیده است.

1- کتاب فقه استدلالی به زبان عربی از اول تا کتاب طهارت تا باب الماء.

2- حاشیه بر جلد دوم کفایه الاصول مرحوم آیت الله خراسانی (ره) به زبان عربی.

3- حاشیه بر قسمت سوم کفایه الاصول خراسانی (ره).

4- کتابی در علم اصول فقه و مباحث الفاظ.

5- رساله فارسی در فتاوی و مسائل عملی (فقه فارسی، زبده المسائل، اجابه للسائل(

6- رساله در ادعیه به زبان عربی.

7- رساله ای در مسائل متفرقه به عربی، استدلالی در حکم کثیر السفر و صلوه و طهارت.

8- دیوان اشعار فارسی در حدود دو هزار بیت.

9- منظومه دره الفردیه (عربی) در علم اصول فقه (عقلیات(.

10- منظومه ای در علم اصول در مباحث الفاظ.

11- حاشیه ای بر کفایه الاصول علامه آیت الله خراسانی.

12- رساله ای در علم اخلاق به زبان عربی.

13- رساله ای در توحید و اخلاق.

14- رساله دیگری در علم اخلاق.

15- رساله فی الفقه ورساله فی الرضاع.

16- رساله فی الفرق بین الوکاله و الاذن.

17- کتاب الصوه.

18- رساله ای در اصول فقه در اجتهاد و تقلید.

19- رساله ای در اصول.

20- رساله دیگری در اخلاق.

21- رساله ای در بیع ووقف (عربی) فقه استدلالی.

22- رساله ای در حکم جاهل قاصر و مقصر.

23- رساله ای در رهن (فقه استدلالی(

24- رساله ای در خمس.

25- رساله ای در ضاع.

26- رساله ای در وقف.

27- رساله ای در غیبت.

و رسالات دیگر ...

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

حاج سید حسین ظهیر الاسلام

حاج سید حسین ظهیر الاسلام

فرزند سید محمد رضا بن سید اسمعیل بن سید شاهمیر بن سید محمد مهدی بن سید محمد شفیع بن سید مرتضی بن سید حبیب الله بن سید ولی الدین .

ولادتش در رو ز جمعه 11 جمادی الاول سال 1274 ه.ق بود از علماء و بزرگان و مفاخر ارزشمند علمی و عملی خطه ی خوزستان بود که عمری را با نبوغ سرشار از محضر بزرگان کسب فیض کرد و رایحه خوش علم و فضل و معرفت ایشان فضای تاریخ آن دیار را معطر کرده است .

از سال 1278 ه. ق تحصیلات خود را در دزفول شروع کرد و قرآن را با قرائت خوبی در یک سال یاد گرفت و در شش سالگی مقدمات را از دروس حوزه آغاز کرد و شرح امثله را نزد ملاّ فتح الله خان و سایر کتب مقدمات را نزد حاج ملاّ فضل الله و حاج ملاّ نصرالله و شرایع را نزد حاج سید محمد رضا و الد ارجمندش فرا گرفت .در سال 1279 ه.ق که مرحوم شیخ جعفرشوشتری به دزفول آمد چون آثار رشد و ذکاوت را در ظهیر الاسلام که آنوقت 5 ساله بود مشاهده کرد عمامه بر سر وی نهاد و قلمدانی از شاهکارهای آقا زمان نقاش معروف به وی داد .

در سن 17 سالگی به فرمان پدر در خدمت حاج شیخ جعفر شوشتری برای تحصیلات عالیه به نجف اشرف هجرت می کند و در مهد علم و اجتهاد ( حوزه نجف) گذشته از تحصیل علوم فقه و اصول و کلام به عبادت و تهجد و خود سازی می پردازد . نقل شده که در یک ماه مبارک رمضان افطارش فقط کناره های نان خشک شده در ایام یال بود که با آب تر می کرد و چیز دیگریدر سفره نداشت و از وجوهات شرعیه استفاده نمی کرد مراتب عرفان و سیر و سلوک را زیر نظر پدر خود طی کرد .

مرحوم ظهیر الاسلام در زمان خود و در منطقه خوزستان شاید تنها کسی است که پس اخذ اجازه اجتهاد به تحصیل فلسفه و عرفان و ریاضی پرداخت که شواهد آن در طی بیان حالات و شرح معارف و معلومات و تأ لیفات او معلوم می گردد . سید هر وقت در منزل خود برای روضه دهه محرم یا در مسجد بزای ماه رمضان منبر می رفت ، انبوه مستمعین به حدی بود که پشت بام خانه های مجاور را اشغال می نمود . آنقدر اهل ریاضت بود که به مدت 20 سال هر روز 15 جزو از قرآن را با تدبرقرائت می کرد و در ماه مبارک رمضان روزی یک ختم قرآن می کرد .

در شبهای جمعه غالباً ذکر لااله الا الله را دوازده هزار بار تکرار میکرد . وفات سید در دوم ماه رمضان 1337 ه. ق اتفاق افتاد . در زمان فوتش همسرش نقل می کند مه بر بالین سید بودم ناگهان دو مرتبه گفت تشریف آوردند ، تشریف آوردند و جان به جان آفرین تسلیم نمود .

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

شیخ محمد جعفر انصاری

شیخ محمد جعفر انصاری

فرزند شیخ محمد تقی بن شیخ عبد الحسین بن شیخ عبد الکریم بن شیخ حسین بن شیخ احمد بن شیخ مرتضی بن شیخ شمس الدین

متولد 1287 ش .

از فضلا و اهل منبر بوده که تحصیلات خود را در حوزه آیت الله نبوی و در خدمت آیت الله آقا شیخ منصور سبط الشیخ فرا گرفت .. با سلامتی نفس و تواضع سالیان متمادی در مسجد انصار الله اقامه جماعت داشته است . ایشان بعد از پدرش به اقامه جماعت در مسجد دعوت شد .سالها افتخار ذاکر سید الشهدا را داشته و مردم از مواعظ و ارشادات ایشان بهره مند شده اند . وفاتش در سال 1359 ش. بوده است .

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

سید محمد علی عالمشاه

سید محمد علی عالمشاه

فرزند آقا سید عبد الحسین بن سید محمد بن سید محمد رضا بن سید عالمشاه .

متولد سال 1266 ه. ق از فضلا و عرفا و ادبای صاحب ذوق بوده که از محضر اساتید حوزه دزفول و نجف کسب فیض کرده است. در سال 1272 ش. متولد شده است سید محمد علی بعد از تحصیلات اولیه مقدمات عربی و منطق و فقه و عرفان را بیشتر در خدمت والدش مرحوم آقا سید عبد الحسین عالمشاه سپری کرده است . سید محمد علی در سال 1348 ه. ق به منظور تکمیل تحصیلات به عتبات عالیات می رود ودر این سفر از آقا شیخ حسین وحید آستانه ای که در حکمت الهی استاد بوده کسب فیض می نماید . ایشان به سرودن شعر تسلط وافر داشت و از ابتدای جوانی به شعر و خط زیبا مهارت داشت و پنج هزار شعر از ایشان بجا مانده و تخلص ایشان مجنون است .
ایشان در مسجد میان دره دزفول( علی بن ابیطالب) اقامه جماعت کرده است. وفات ایشان در 5 رجب 1367 ه. ق ( اردیبهشت 1327 ش.) اتفاق افتاد و در مقام علی در دزفول به خاک سپرده شدو بعداً به کربلا منتقل گردید

.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

سید علی سید دزفولی

سید علی سید دزفولی

فرزند حاج سید محمد رضا بن سید اسمعیل بن سید شاه میر بن سید محمد مهدی بن سید محمد شفیع بن سید مرتضی بن حبیب اله بن سید ولی کمال الدین . عالم عامل و عارف ، کامل سید علی سید دزفولی پنجمین فرزند مرحوم حاج سید محمد رضا دزفولی است در تاریخ 1296 ه.ق در دزفول متولد شد در سن 4 سالگی بود که از نعمت وجود پدر محروم گردید در اثر سعی و تلاش والده اش به تحصیل علوم پرداخت از آنجا که دارای فضایل و ملکات فطری و استعداد فوق العاده ای بودند از همان طفولیت به تصیل علوم رسمی با کمال جدیت مشغول شدند و از محضر آیت الله آقا شیخ محمد حسن انصاری و سید اسد الله امام تلمذ کردند تا جایی که نقل شد به درجه اجتهاد رسیده اند . ایشان از وارستگی نفسانی و زهد و ورع چشمگیری برخوردار بود .
به خط کوفی آشنا و از علم کیمیا و علم جعفر کاملاً با خبر بودند ولی از عمل به آن استنکاف داشتند ، مرحوم سید در تمام عمر تهجد و شب زنده داری را ترک نکرد وفاتش در 7 محرم 1376 ه . ق رخ داد
.

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

شیخ محمد علی بیگدلی دزفولی

ملقب به کمال الدین فرزند آقا محمد کاظم بن حاج آقا محمد علی بن آقا نجفی

از بزرگان علمای جامع و فقهای برجسته است و از پرهیزگارترین مراجع خوزستان که روز یکشنبه 27 ذیقعده

سال 1288 ه . ق در دزفول متولد شد . ایشان پس از فراغت از مقدمات نزد آقا سید حسین بن سید عبد الکریم موسوی دزفولی قوانین را تلمذ کرد و مقداری از سطوح را هم نزد والد خود فرا گرفت و ادامه تحصیلات خود را نزد آقا شیخ محمد حسن انصاری دزفولی به پایان رساند تا جایی که استاد به اجتهادش تصریح فرمود . سپس جهت تحصیلات عالیه به نجف اشرف مشرف شد . و در درس آخوند خراسانی و آیت الله سید کاظم یزدی شرکت کرد و در پرتو افاضات این اساتید به مقاماتی رسید . آقا محمد مهدی پس از فوت آقا شیخ محمد حسن انصاری مرجعیتی پیدا کرد و جمعی از فضلا از محضرش کسب فیض می کردند . ایشان از حیث ورع ، زهد،تقوا و عبادت در عصر خود کم نظیر بود و با آن همه اشتغالات درسی و مراجعین عبادات موضفه خود را مداومت داشت . ایشان علاوه بر ادای نوافل یومیه و قرائت یک جز قران و نماز جعفر طیار هر روز زیارت جامعه و عاشورا را انجام می داد . متن حاشیه ملا عبد الله در منطق و الفیه ابن مالک را نیز از حفظ داشت سرانجام در شعبان سال 1370 ه. ق به مرض سرطان درگذشت . و در قم مدفون گشت .

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

سید محمد باقر قاضی دزفولی

سید محمد باقر قاضی دزفولی

فرزند سید موسی بن سید محمد علی بن سید محمد بن قاضی مجد الدین. از علمای اعلام و برجستگان فقه و ادب و فضل بوده است . چهره متقی ادیب و شاعری ذوالسانین و قاضی القضات بوده که تحصیلات مقدماتی را در دزفول فرا گرفته و برای ادامه تحصیل به اصفهان عزیمت نموده و مدتها در آنجا اقامت داشته است .
در مراجعت از اصفهان شأن قضا و حل مشکلات مردم را بر عهده داشته است و به دادرسی و دادخواهی و رتق و فتق امور شرعی و حل مشکلات و معضلات حقوقی و قضایی مردم دزفول پرداخته . لقب قاضی در این خاندان نتنها اسمی است بلکه رسماً از مشاغل رسمی این خاندان بوده است . مادرش از خاندان شیخ الاسلام بوده است . وفات ایشان در سال 1321 ه. ق اتفاق افتاده است
.

 

نویسنده: مهدی یوسف نژاد ׀ تاریخ: ׀ موضوع: شخصیتهای برجسته دزفول ׀

درباره وبلاگ

هدف از ساخت این وبلاگ در اختیار قرار دادن اطلاعاتی مفید و جامع در مورد شهرستان دزفول به دور از شلوغی ها و پیچ و خمهای وبلاگ ها و سایتهای معمول و در فضایی منظم است، که در کمترین زمان ممکن بیشترین اطلاعات را در اختیار علاقمندان قرار دهد.

هرچه هست و یا می آید:
1- آثار باستانی دزفول
2- اماکن مذهبی دزفول
3- اشعار دزفولی
4- افسانه های دزفولی
5- بزرگان دزفول
6- پیشینهی تاریخی دزفول
7- جغرافیای طبیعی استان خوزستان
8- خبرهای تاریخی دزفول
9- دزفول شهر آجر
10- گل کاری در دزفول
11- معرفی شهرهای شهرستان دزفول
12- صنعت دزفول
13- غذاهای محلی دزفول
14- مثل های دزفولی
15- معرفی کتابهای دزفول
16- طبیعت دزفول
17- شبکه ی آبیاری دز
18- اعتقادات مردم دزفول
19- غروب و آسمان دزفول
20- حیات وحش دزفول
21- جاذبه های شهری دزفول
22- خوشنویسی در دزفول
23- موسیقی دزفولی
24- صنایع دستی دزفول
25- طبیعت ماکرو دزفول
26- بازی های دزفولی
27- پوسترهای دزفول
28- توپوگرافی شهرستان دزفول
29- دانلود کلیپ و پس زمینه ی دزفول

شما می توانیید مطالب و عکسهایی را که در مورد دزفول دارید برای ما بفرستید تا با نام شما در وبلاگ ثبت شود.


پدید آورنده: مهدی یوسف نژاد
ایمیل:
mehdiussefnejad@yahoo.com





هرگونه استفاده و کپی برداری از مطالب، تصاویر و فایلهای دانلود این وبلاگ با درج نام و آدرس وبلاگ بلامانع است.
در غیر این صورت به هر نحو ممنوع بوده و شرعاً حرام و پیگرد قانونی دارد.(با وبلاگ و سایت متخلف برخورد خواهد شد)

ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت ارشاد


لینک دوستان

جستجوي در صفحه

بزرگترین فتوبلاگ دزفول

CopyRight| 2011 , dt24.BlogFa.com , All Rights Reserved
Powered By Blogfa | other: ثبت شده در سایت ساماندهی وزارت ارشاد